چگونه در کودکان اعتماد به نفس ایجاد کنیم: نکاتی که هر والدینی باید بداند

چگونه در کودکان اعتماد به نفس ایجاد کنیم: نکاتی که هر والدینی باید بداند

در این وبلاگ در حیطه مشکلات و بیماریهای بدن انسان صحبت می شود

چگونه در کودکان اعتماد به نفس ایجاد کنیم: نکاتی که هر والدینی باید بداند

۱۱۸ بازديد

اعتماد به نفس به معنای احساس اطمینان به توانایی‌ها و مهارت‌های خود، از جمله احساس اطمینان در مورد حقیقت چیزی است. اعتماد به نفس جنبه‌ای حیاتی از هوش هیجانی و عنصری کلیدی برای موفقیت در زندگی است. والدین فعال که متعهد به پرورش فرزندانی با هوش هیجانی بالا هستند، اهمیت اعتماد به نفس و چگونگی پرورش آن از سنین پایین را درک می‌کنند. اگرچه مهم نیست فرزند شما (یا هر شخصی) در چه سنی باشد، اعتماد به نفس چیزی است که می‌توان آن را آموخت و توسعه داد. برای رشد کودکان، کمک به آنها در یادگیری مهارت‌های جدید، از جمله بسیاری چیزهای دیگر، حیاتی است.

اعتماد به نفس، باور به توانایی‌ها و قضاوت‌های خود است. این اطمینان خاطر است که می‌توانید با چالش‌ها کنار بیایید، تصمیم بگیرید و به اهداف خود برسید. اعتماد به نفس به معنای کامل بودن نیست، بلکه به معنای اعتماد به خود و توانایی‌هایتان است.

برای کودکان، اعتماد به نفس بسیار مهم است زیرا بر تمایل آنها برای امتحان کردن چیزهای جدید، ریسک پذیری و پافشاری در مواجهه با شکست‌ها تأثیر می‌گذارد. یک کودک با اعتماد به نفس بیشتر احتمال دارد در کلاس شرکت کند، دوست پیدا کند و علایق جدید را کشف کند. این اعتماد به نفس، تاب‌آوری را تقویت می‌کند و به آنها کمک می‌کند تا از شکست‌ها جان سالم به در ببرند و از اشتباهات درس بگیرند.

یک سال در کلاس مهدکودک اتفاق جالبی را به یاد می‌آورم. کلاس به گروه‌های کوچک تقسیم شد تا فعالیت‌هایی در مورد حواس پنج‌گانه انجام دهند. برای حس بویایی، چند گلوله پنبه‌ای در قوطی‌های فیلم (قدیمی) داشتم (برای کسانی که با قوطی‌های فیلم آشنا نیستند، فقط یک ظرف پلاستیکی سیاه به ارتفاع ۵ سانتی‌متر را در نظر بگیرید) که بوهای مختلفی در آنها وجود داشت (لیمو، سیر، نعناع و غیره). چشم دانش‌آموزان بسته شد و از آنها خواسته شد هر قوطی را بو کنند و سپس بو را حدس بزنند. یک پسر کوچک کاملاً از بستن چشم خودداری کرد. من شگفت‌زده شدم و از خودم پرسیدم که چه اتفاقی در زندگی این پسر افتاده است که واقعاً از بستن چشم‌بند می‌ترسد. فهمیدم که او از تاریکی می‌ترسد و در واقع (آنچه من آن را) حس کنترل برای او می‌دانستم. سپس از من پرسید که آیا می‌تواند بوی قوطی‌ها را حس کند، زیرا بقیه برای زنگ تفریح ​​بیرون رفته بودند. دانستن این موضوع واقعاً کمک کرد تا بتوانم کم کم در طول سال به او کمک کنم تا اعتماد و اطمینان بیشتری به توانایی‌هایش پیدا کند.

علاوه بر اعتماد به نفس در توانایی‌ها و مهارت‌های خود، اعتماد به نفس به معنای اعتماد و باور به خود نیز هست. این اعتماد همچنین از حس شایستگی و تعلق خاطر ناشی می‌شود. کودکانی که احساس پذیرفته شدن و ارزشمند بودن می‌کنند، بیشتر احتمال دارد که اعتماد به نفس لازم برای خودشان بودن و دنبال کردن اهدافشان را پیدا کنند. به عنوان مثال، وقتی خواندن را تدریس می‌کردم، گاهی اوقات، به نوبت در گروه‌های کوچک می‌خواندیم یا نمایشنامه‌ای یا چیزی شبیه به آن را می‌خواندیم، که در آن هر کودک باید با صدای بلند برای بقیه گروه می‌خواند. هنوز هم آن احساسات عصبی را که هنگام خواندن با صدای بلند در کودکی داشتم، به یاد دارم. در حالی که به اندازه کافی خوب می‌خواندم، تأکید می‌کردم که یک کلمه یا چیزی را به طور معمول اشتباه تلفظ می‌کنم. واقعاً به یاد نمی‌آورم که تشویق شده باشم، اگرچه به عنوان یک معلم، همیشه بچه‌ها را تشویق می‌کردم که آنچه را که می‌دانید به خاطر بسپارید... که می‌دانستند نشانه‌ای برای استفاده از مهارت‌های (هنرهای زبانی) است که به آنها آموخته شده است. می‌دانم که این حرف بدیهی به نظر می‌رسد، با این حال، من همه چیز را برای برنده شدن بچه‌ها آماده کردم - به آنها کمک کردم تا یاد بگیرند که چگونه پاسخ‌های خود را پیدا کنند - به عبارت دیگر، فکر کنند. هر سال، این یکی از بزرگترین اهداف من در آموزش هنرهای زبانی بود - اینکه به بچه‌ها کمک کنم خودشان فکر کنند. وقتی متوجه می‌شوند که چقدر می‌توانند کار کنند، نه تنها نیازی ندارند که بزرگسالان برایشان «انجام» دهند، بلکه نمی‌خواهند بزرگسالان برایشان «انجام» دهند! با این حال، بزرگترین پاداش، دیدن افزایش اعتماد به نفس آنها با دیدن توانایی‌هایشان است.

ایجاد اعتماد به نفس در اوایل زندگی، زمینه را برای موفقیت‌های آینده فراهم می‌کند. کودکانی که با اعتماد به نفس بزرگ می‌شوند، برای مواجهه با چالش‌ها، چه از نظر تحصیلی و چه از نظر اجتماعی، که تا حدودی در بالا به آن اشاره کردم، مجهزتر هستند. به تلاش‌های خودتان در طول زندگی فکر کنید. آیا مواقعی بوده که آرزو می‌کردید «برای انجامش اقدام می‌کردید»، هر چه که «برایش» بود، اما این کار را نکردید زیرا... واقعاً اعتماد به نفس لازم برای انجام این کار را نداشتید... پشیمانی دارید؟ امیدوارم اینطور نباشد.

اگرچه من عمدتاً با والدین کودکان خردسال و میانسال صحبت می‌کنم، والدینی که فرزند نوجوان دارند نیز می‌توانند از اطلاعات، پیشنهادات و نکات ارائه شده، به همان روشی که والدین نیز می‌توانند از آن بهره‌مند شوند، بهره‌مند شوند. هر یک از پیشنهادات را اصلاح کنید، و آنها برای بچه‌های بزرگتر، جوانان و بزرگسالان مسن‌تر نیز مؤثر خواهند بود. آنچه من ارائه می‌دهم برای هر سنی قابل تطبیق است و بسیاری از تمرین‌ها/فعالیت‌ها برای هر سنی خوب هستند. همه ما می‌توانیم کارهایی انجام دهیم که به ما کمک کند استرس کمتری داشته باشیم و احساس راحتی بیشتری کنیم.

هر چه زودتر شروع به القای ویژگی‌های هوش هیجانی در کودکان کنیم، آنها مدت زمان بیشتری برای یادگیری، تمرین و توسعه آنها نیاز دارند که به نوبه خود، مهارت‌هایی را ایجاد می‌کند که در موفقیت‌های زندگی از آنچه اکنون «مهارت‌های نرم» نامیده می‌شود، استفاده می‌کنند. برای والدین، تقویت اعتماد به نفس در کودکان، یک محیط خانه مثبت و حمایتی نیز ایجاد می‌کند. کودکانی که به خودشان ایمان دارند، کمتر دچار اضطراب می‌شوند و بیشتر احتمال دارد که ابتکار عمل به خرج دهند و به پویایی هماهنگ خانواده کمک می‌کنند. اعتماد به نفس اولیه به کودکان کمک می‌کند:

* ایجاد تاب‌آوری : کودکان با اعتماد به نفس بیشتر احتمال دارد که در برابر مشکلات استقامت کنند و شکست‌ها را به عنوان فرصت‌هایی برای یادگیری و رشد ببینند.

* تقویت مهارت‌های اجتماعی : اعتماد به نفس به کودکان اجازه می‌دهد تا با همسالان خود به طور مؤثرتری تعامل داشته باشند، روابط سالمی برقرار کنند و به راحتی در موقعیت‌های اجتماعی قرار گیرند.

* بهبود عملکرد تحصیلی : باور به توانایی‌هایشان، کودکان را تشویق می‌کند تا به طور فعال در یادگیری مشارکت کنند، سوال بپرسند و در صورت نیاز درخواست کمک کنند.

اعتماد به نفس یکی از اجزای کلیدی هوش هیجانی است زیرا شامل خودآگاهی و خودتنظیمی - دو جنبه اصلی هوش هیجانی - می‌شود. کودکی که اعتماد به نفس بالایی دارد، از نقاط قوت و ضعف خود آگاه است که بخش اساسی خودآگاهی است. به یاد داشته باشید که هر مهارتی برای ادغام به زمان نیاز دارد، ثابت قدم بودن در نحوه تنظیم و نشان دادن احساسات خود به شما کمک می‌کند تا رفتاری را که می‌خواهید در فرزند/فرزندان خود ببینید، الگوسازی کنید و شما نیز احساس بهتری خواهید داشت. وقتی کودکان بتوانند احساسات خود را بهتر تنظیم کنند، می‌توانند آرام و تحت فشار متمرکزتر بمانند که این امر توانایی آنها را در تصمیم‌گیری‌های صحیح و حل مؤثر مشکلات افزایش می‌دهد.

اعتماد به نفس برای رهبری و اثربخشی بین فردی بسیار مهم است. افراد با اعتماد به نفس در برقراری ارتباط، حل اختلافات و الهام بخشیدن به دیگران بهتر عمل می‌کنند. چه فرزند شما ویژگی‌های رهبری را نشان دهد و چه ندهد، توانایی حل مشکلات با دوستان را خواهد داشت، که همانطور که همه ما می‌دانیم، دوستی در دوران کودکی میانی و نوجوانی می‌تواند دشوار باشد.

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.