آرشیو اردیبهشت ماه 1404

در این وبلاگ در حیطه مشکلات و بیماریهای بدن انسان صحبت می شود

مرور کلی اختلال بیش فعالی و نقص توجه

۴۰۷ بازديد

 

اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD) یک بیماری پزشکی با علائم بی‌توجهی، بیش‌فعالی و تکانشگری است. این بیماری اغلب برای اولین بار در دوران کودکی تشخیص داده می‌شود. این علائم بر عملکرد شناختی، تحصیلی، رفتاری، عاطفی و اجتماعی کودک تأثیر می‌گذارد و این بیماری اغلب تا بزرگسالی ادامه می‌یابد.

تقریباً ۸ تا ۱۰ درصد از کودکان ۴ تا ۱۷ ساله مبتلا به ADHD هستند که آن را به یکی از شایع‌ترین اختلالات دوران کودکی تبدیل می‌کند. این اختلال، به ویژه علائم بیش‌فعالی و تکانشگری، دو تا چهار برابر بیشتر در بین مردان رخ می‌دهد.

علائم و تشخیص ADHD در اینجا بررسی خواهد شد. درمان ADHD به طور جداگانه مورد بحث قرار گرفته است

علل ADHD

علت (یا علل) ADHD مشخص نیست، اگرچه تعدادی نظریه وجود دارد. اکثر متخصصان موافقند که ADHD یک اختلال پزشکی یا عصبی-رشدی است. بسیاری از متخصصان معتقدند که عدم تعادل ارثی مواد شیمیایی در مغز وجود دارد. این موضوع با پیشرفت‌هایی که اغلب با استفاده از داروهایی که بر این مواد شیمیایی تأثیر می‌گذارند، مشاهده می‌شود، تأیید می‌شود.

قرار گرفتن در معرض دخانیات قبل از تولد ممکن است خطر ابتلا به ADHD را افزایش دهد. اکثر متخصصان احساس نمی‌کنند که عوامل غذایی (افزودنی‌های غذایی، قند، حساسیت غذایی، کمبود مواد معدنی) باعث ADHD شوند. این امکان وجود دارد که برخی از کودکان در پاسخ به غذاهای خاص یا افزودنی‌های غذایی، تغییرات خفیفی در رفتار و توجه خود داشته باشند. با این حال، این تغییرات معیارهای تشخیصی ADHD را برآورده نمی‌کنند. (به «معیارهای تشخیصی» در زیر مراجعه کنید.)

علائم ADHD

اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی (ADHD) وضعیتی است که می‌تواند سه دسته علائم ایجاد کند: بیش‌فعالی، تکانشگری و بی‌توجهی. کودکان مبتلا به ADHD ممکن است یک یا چند مورد از این علائم را داشته باشند و علائم ممکن است با رشد کودک از نظر فراوانی یا الگو تغییر کنند. در بیشتر مواقع، کودک در کنترل رفتار یا توجه خود مشکل دارد و ممکن است در پیش‌بینی عواقب رفتار خود مشکل داشته باشد. کودک معمولاً به دلیل عمدی بودن یا تمایل به آزار اطرافیانش، بدرفتاری نمی‌کند.

بیش‌فعالی  -  رفتار بیش‌فعالی به صورت بی‌قراری یا صحبت کردن بیش از حد، مشکل در نشستن در مواقع لزوم، مشکل در بازی آرام و بی‌قراری مکرر یا همیشه در حال حرکت به نظر رسیدن تعریف می‌شود.

این علائم معمولاً تا زمانی که کودک چهار ساله می‌شود، مشاهده می‌شوند و معمولاً در طول سه تا چهار سال بعدی افزایش می‌یابند. شدت علائم ممکن است در هفت تا هشت سالگی کودک به اوج خود برسد و پس از آن اغلب شروع به کاهش می‌کند. در سال‌های نوجوانی، علائم بیش‌فعالی ممکن است کمتر قابل توجه باشند، اگرچه ADHD می‌تواند همچنان وجود داشته باشد.

تکانشگری  -  رفتار تکانشی تقریباً همیشه با بیش‌فعالی در کودکان خردسال رخ می‌دهد. این می‌تواند باعث دشواری در انتظار نوبت، پاسخ‌های از روی بی‌دقتی، رفتار مخرب در کلاس درس، مزاحمت یا قطع فعالیت‌های دیگران، طرد شدن توسط همکلاسی‌ها و آسیب‌های غیرعمدی شود.

مشابه علائم بیش‌فعالی، علائم تکانشی معمولاً تا چهار سالگی کودک مشاهده می‌شوند و در طول سه تا چهار سال بعدی افزایش می‌یابند و در هفت تا هشت سالگی کودک به اوج شدت خود می‌رسند. با این حال، علائم تکانشی معمولاً در طول زندگی فرد همچنان یک مشکل باقی می‌مانند.

بی‌توجهی  -  بی‌توجهی ممکن است اشکال مختلفی داشته باشد، از جمله فراموشی، حواس‌پرتی آسان، گم کردن یا گم کردن اشیا، بی‌نظمی، افت تحصیلی در مدرسه، عدم پیگیری تکالیف یا وظایف، تمرکز ضعیف و توجه ضعیف به جزئیات.

به دلیل نیازهای رشدی کودک (مثلاً نیاز به توجه کردن، بی‌حرکت نشستن)، این مشکلات ممکن است در مدرسه، زمانی که کودک هشت تا نه ساله است، آشکارتر شوند، اگرچه ممکن است کودک در سنین پایین‌تر و در خانه علائمی داشته باشد. بی‌توجهی به احتمال زیاد در دوران نوجوانی و به طور بالقوه تا بزرگسالی ادامه خواهد یافت.

تظاهرات ADHD  سه نوع تظاهرات ADHD شناسایی شده است:

ارائه عمدتاً بی‌توجهی، که قبلاً به عنوان اختلال کمبود توجه شناخته می‌شد

ارائه عمدتاً بیش‌فعالی-تکانشگری

ارائه ترکیبی

 

نوع خاص بروز بیماری بر اساس علائم غالب کودک تعیین می‌شود و می‌تواند با گذشت زمان تغییر کند.

ارزیابی و تشخیص ADHD

مراقبانی که نگران ابتلای فرزندشان به ADHD هستند، باید با پزشک کودک صحبت کنند. تشخیص و درمان زودهنگام ADHD برای پیشگیری یا محدود کردن مشکلات عاطفی، تحصیلی و رفتاری مهم است.

هیچ آزمایش ساده‌ای برای تشخیص ADHD وجود ندارد. علاوه بر این، بسیاری از علائم ADHD در بین کودکان چهار تا شش ساله رایج است، اما معمولاً با فراوانی و/یا شدت کمتری نسبت به کودکان مبتلا به ADHD رخ می‌دهد. بنابراین، ممکن است برای مراقبان دشوار باشد که تشخیص دهند آیا فرزند خردسالشان ADHD دارد یا صرفاً مانند کودکان خردسال رفتار می‌کند. کودکی که برای کلاس خود کوچک است، ممکن است نسبت به کودکی که در انتهای بزرگتر طیف قرار دارد، کمتر بالغ عمل کند. این لزوماً نشان دهنده یک مشکل نیست و برای پزشکان مهم است که در ارزیابی خود مراقب باشند و به معیارهای تشخیصی (در زیر) پایبند باشند. مطالعاتی که کودکان را در طول زمان ارزیابی می‌کنند، تأیید کرده‌اند که اکثر کودکان پیش‌دبستانی که تمام معیارهای ADHD را دارند، با بزرگتر شدن نیز به این کار ادامه خواهند داد.

همچنین تشخیص ADHD در کودکان بزرگتر و نوجوانان می‌تواند دشوار باشد. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد استفاده مکرر از رسانه‌های دیجیتال (مثلاً گذراندن زمان زیاد در رسانه‌های اجتماعی یا انجام بازی‌های ویدیویی) می‌تواند منجر به علائمی مانند مشکل در تمرکز شود. اگرچه این موضوع هنوز در دست بررسی است، اما ممکن است توضیحی برای علائم ADHD باشد که در دوران نوجوانی ایجاد می‌شوند.

معیارهای تشخیصی  -  معیارهای تشخیص ADHD توسط انجمن روانپزشکی آمریکا تعریف شده است. این معیارها چندین ویژگی مهم دارند، از جمله موارد زیر:

علائم باید در بیش از یک محیط (مثلاً مدرسه و خانه) وجود داشته باشند.

علائم باید حداقل شش ماه ادامه داشته باشند

علائم باید قبل از سن ۱۲ سالگی وجود داشته باشند

علائم باید عملکرد در فعالیت‌های تحصیلی، اجتماعی یا شغلی را مختل کنند.

علائم باید برای سطح رشد کودک بیش از حد باشد

سایر اختلالات روانی که می‌توانند علائم را توجیه کنند باید رد شوند.

 

تعدادی از بیماری‌های پزشکی و روانی دیگر نیز وجود دارند که علائمی مشابه ADHD دارند. برای تأیید تشخیص، ارزیابی کامل پزشکی، رشدی، آموزشی و روانی-اجتماعی ضروری است. ممکن است در طول فرآیند ارزیابی، چندین ویزیت در مطب، و گاهی اوقات با بیش از یک ارائه دهنده خدمات درمانی، ضروری باشد.

شرایطی که با ADHD وجود دارد

سایر اختلالات روانی و رشدی در حدود نیمی از کودکان مبتلا به ADHD وجود دارد. تشخیص این اختلالات از ADHD می‌تواند دشوار باشد زیرا علائم اغلب همپوشانی دارند. شایع‌ترین اختلالات همزمان شامل ناتوانی‌های یادگیری، اختلالات رفتاری مخرب (اختلال نافرمانی مقابله‌ای [ODD] و اختلال سلوک [CD])، اضطراب و اختلالات خلقی (افسردگی یا اختلال دوقطبی) است. ADHD همچنین می‌تواند با اختلال طیف اوتیسم همراه باشد.

درمان بیماری‌های همزمان ممکن است نیاز به دارو داشته باشد. درمان‌های رفتاری یا روانی-اجتماعی نیز ممکن است توصیه شود. کودکی که بیماری همزمان دارد معمولاً نیاز به مراقبت توسط یک متخصص (مثلاً روانپزشک، روانشناس کودک یا متخصص اطفال رفتاری-رشدی، متخصص اعصاب کودکان، متخصص مغز و اعصاب کودکان) دارد.

اختلالات یادگیری  -  اختلالات یادگیری در 20 تا 50 درصد از کودکان مبتلا به ADHD رخ می‌دهد و ممکن است باعث ایجاد مشکل در عملکرد در مدرسه شود. اگر کودک در خواندن، هجی کردن یا حساب کردن مشکل دارد، مراقبان باید با معلم کودک و/یا مشاور مدرسه مشورت کنند.

اختلالات رفتاری مخرب  -  اختلالات رفتاری مخرب شامل ODD و CD است و تا 40 درصد از افراد مبتلا به ADHD را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در حالی که همه کودکان و نوجوانان می‌توانند در برهه‌ای از زمان رفتارهای مخرب از خود نشان دهند، افراد مبتلا به ODD یا CD به طور مکرر و در مدت زمان طولانی‌تری نسبت به آنچه معمولاً انتظار می‌رود، به این شکل رفتار می‌کنند.

اختلال نافرمانی مقابله‌ای (ODD) اغلب باعث الگویی از مشاجره با بزرگسالان، کج‌خلقی‌های مکرر و امتناع از پیروی از قوانین در مدرسه یا خانه می‌شود. اختلال نافرمانی مقابله‌ای (CD) نوع شدیدتری از اختلال نافرمانی مقابله‌ای است که شامل الگویی از زیر پا گذاشتن عمدی قوانین در حین تلاش برای جلوگیری از گیر افتادن؛ دروغ گفتن یا دزدی؛ و رفتارهای پرخاشگرانه‌ای است که اموال، افراد یا حیوانات را تهدید یا آسیب می‌رساند.

شروع و شیوع ADHD

۴۰۹ بازديد

بیشتر تحقیقات از این نظریه پشتیبانی می‌کنند که ADHD یک بیماری فیزیولوژیکی است و بنابراین از بدو تولد وجود دارد. با این حال، شروع قابل توجه علائم ADHD معمولاً در اوایل کودکی رخ می‌دهد. قبل از سن 5 سالگی، تشخیص علائم ADHD ممکن است دشوار باشد، زیرا اکثر کودکان خردسال بسیار پرانرژی، به راحتی حواسشان پرت می‌شود و تکانشی عمل می‌کنند. بنابراین، میانگین سن تشخیص برای ADHD 8 سال و برای ADD 10 سال است. تفاوت در سن تشخیص احتمالاً به این دلیل است که علائم بیش فعالی در نتیجه رفتار فعال و پر سر و صدای کودک، توجه بیشتری را نسبت به مشکلات توجه خالص که آرام و ساکت هستند، جلب می‌کنند. ناظران به سختی می‌توانند متوجه رفتار وحشی و خارج از کنترل کودک نشوند، در حالی که ممکن است مجبور شوند کودک را به دقت بررسی کنند تا رفتارهای حواس پرت و بی‌توجه را ببینند. اغلب، با بزرگتر شدن کودکان، شدت علائم ADHD آنها کاهش می‌یابد. 30 تا 70 درصد از کودکان مبتلا به ADHD همچنان علائم را تا بزرگسالی تجربه می‌کنند، اگرچه ممکن است کمتر از دوران کودکی بروز کنند.

شیوع

تا سال ۱۹۹۶، حداقل ۴۰٪ از کودکانی که به مراکز سرپایی روانپزشکی کودکان مراجعه می‌کردند، مبتلا به ADHD تشخیص داده شده بودند. طبق گزارش مراکز کنترل بیماری، ۴.۴ میلیون جوان بین ۴ تا ۱۷ سال مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی تشخیص داده شده‌اند. DSM IV-TR نشان می‌دهد که میزان شیوع ADHD در کودکان ۳٪ تا ۷٪ و در بزرگسالان ۲٪ تا ۵٪ است. با استفاده از این میزان‌های شیوع می‌توان تخمین زد که در یک کلاس درس ۲۵ تا ۳۰ نفره، حداقل یکی از این کودکان ADHD خواهد داشت.

از سال ۲۰۰۳، تقریباً ۲.۵ میلیون جوان برای علائم ADHD تحت درمان دارویی قرار گرفتند. میزان مصرف داروهای تجویزی برای ADHD در ایالات متحده به طرز چشمگیری در حال افزایش است، به طوری که در برخی مناطق جغرافیایی، تعداد نسخه‌های تجویز شده نسبت به ده سال پیش سه یا چهار برابر شده است. اگرچه افزایش میزان مصرف دارو ممکن است به بهبود آگاهی و تشخیص مربوط باشد، اما برخی از متخصصان نظریه‌های متفاوتی دارند. برخی از محققان گمان می‌کنند که افزایش شیوع ADHD و میزان درمان آن ممکن است به تغییرات مرتبط با زندگی در عصر دیجیتال، مانند کاهش سطح فعالیت بدنی و قرار گرفتن کمتر در معرض محیط طبیعی، مربوط باشد که تصور می‌شود منجر به افزایش میزان رفتارهای بی‌قرار و تکانشی می‌شود (ما در بخش علل ADHD بیشتر در مورد این ایده بحث خواهیم کرد).

تفاوت‌های جنسیتی

پسران سه برابر بیشتر از دختران به ADHD مبتلا می‌شوند؛ و مردان بالغ بیشتر از زنان بالغ به ADHD مبتلا می‌شوند. مردان در تمام سنین، به مراتب بیش فعالی بیشتری نسبت به زنان و علائم بی‌توجهی کمی بیشتری نسبت به زنان نشان می‌دهند. تقریباً 10٪ از کل مردان و 4٪ از زنان به ADHD مبتلا شده‌اند.

تفاوت در میزان شیوع بین مردان و زنان پدیده جالبی است. پسران نه تنها اغلب بیش‌فعال هستند، بلکه پسرانی که بی‌توجه هستند اغلب بازیگوشی می‌کنند (و دچار مشکل می‌شوند). در مقابل، دخترانی که بی‌توجه هستند تمایل به خیال‌پردازی دارند. این تمایلات ممکن است حداقل تا حدی توضیح دهد که چرا مردان بیشتر از زنان مبتلا به ADHD تشخیص داده می‌شوند. با این حال، واقعاً مشخص نیست که آیا تفاوت جنسیتی واقعی در استعداد ژنتیکی ابتلا به ADHD وجود دارد یا اینکه زنان به سادگی بسیار کمتر از مردان تشخیص داده می‌شوند. تحقیقاتی در حال انجام است تا سعی شود منبع این تفاوت‌ها مشخص شود.

تفاوت‌های بین فرهنگی

اگرچه ADHD بیشتر در ایالات متحده تشخیص داده می‌شود، اما در هر کشوری که مورد مطالعه قرار گرفته است، یافت شده است. میزان شیوع آن از ۱.۷ تا ۱۰ درصد در کانادا، آلمان، هلند، نیوزیلند، نروژ، پورتوریکو و بریتانیا متغیر است. جالب توجه است که میزان تشخیص در کشورهای صنعتی رو به افزایش است. این میزان‌های رو به افزایش ممکن است تا حدی با افزایش آگاهی از این اختلال در سایر کشورها توضیح داده شود که منجر به بهبود تشخیص و درمان می‌شود.

افتادگی اعضای لگن چیست؟

۴۰۵ بازديد

 

افتادگی اندام لگن (POP) موضوعی است که معمولاً مورد بحث قرار نمی‌گیرد. برخی از زنان ممکن است در مورد این بیماری و درمان‌های آن احساس شرم یا سردرگمی کنند. علاوه بر این، بسیاری از زنان ممکن است حتی نام آن را نشنیده باشند.برای ارتباط با بهترین جراح زیبایی زنان در تهران به وب سایت دکتر طاهره فروغی فر مراجعه کنید

افتادگی اندام‌های لگن زمانی اتفاق می‌افتد که یک یا چند اندام لگن از موقعیت اصلی خود خارج شوند. اندام‌های آسیب‌دیده می‌توانند شامل رحم، واژن، روده، مثانه، مجرای ادرار و رکتوم باشند. این وضعیت شایع است و تقریباً از هر 10 زن بالای 50 سال، 1 نفر را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

انواع مختلف افتادگی اعضای لگن چیست؟

بسته به اینکه کدام عضو لگن به داخل واژن بیرون زده باشد، انواع مختلفی از افتادگی می‌تواند رخ دهد و معمولاً افراد بیش از یک نوع افتادگی را به طور همزمان تجربه می‌کنند.

  • افتادگی دیواره قدامی واژن (سیستوسل یا سیستواورتروسل): مثانه به دیواره جلویی واژن برآمده می‌شود.
  • افتادگی دیواره خلفی واژن (انتروسل): روده به سمت دیواره پشتی واژن برآمده می‌شود.
  • افتادگی واژن: پس از هیسترکتومی، برخی از زنان ممکن است افتادگی واژن را تجربه کنند، که در آن قسمت بالایی واژن به سمت پایین افتادگی پیدا می‌کند.

مراحل افتادگی اعضای لگن چیست؟

افتادگی اندام‌های لگن معمولاً در مقیاسی از ۱ تا ۴ طبقه‌بندی می‌شود که نشان‌دهنده شدت آن است و عدد ۴ نشان‌دهنده افتادگی شدید است.

علائم افتادگی اعضای لگن چیست؟

علائم بسته به نوع و شدت افتادگی متفاوت خواهد بود. برخی از زنان ممکن است هیچ علامتی از افتادگی اندام‌های لگنی را تجربه نکنند. علائم افتادگی اندام‌های لگنی عبارتند از:

  • احساس برآمدگی یا کشیدگی در واژن. علائم ممکن است در صورت ایستادن طولانی مدت بدتر شوند.
  • بی‌اختیاری (نشت ادرار) یا نیاز به دفع مکرر ادرار
  • ممکن است هنگام خندیدن یا سرفه کردن، ادرار نشت کند.
  • مشکل در تخلیه روده یا یبوست.
  • رابطه جنسی ناراحت کننده یا فقدان احساس در طول مقاربت.

عوامل خطر افتادگی اعضای لگن چیست؟

افتادگی اندام‌های لگن زمانی رخ می‌دهد که گروهی از عضلات و بافت‌های مسئول حمایت از اندام‌های لگن، که به عنوان کف لگن شناخته می‌شوند، ضعیف شده و قادر به حفظ ایمن اندام‌ها در موقعیت‌های مناسب خود نیستند.

عوامل متعددی می‌توانند در تضعیف کف لگن نقش داشته باشند و خطر ابتلا به افتادگی اندام‌های لگن را افزایش دهند. این عوامل می‌توانند در مجموع بر قدرت و یکپارچگی کف لگن تأثیر بگذارند و به طور بالقوه منجر به افتادگی اندام‌های لگن شوند.

این عوامل عبارتند از:

  • بارداری و زایمان، به ویژه در موارد زایمان طولانی یا دشوار، زایمان نوزاد بزرگ یا زایمان چندقلو.
  • افزایش سن و گذر از دوران یائسگی.
  • اضافه وزن.
  • یبوست مزمن یا یک بیماری طولانی مدت که منجر به سرفه و زور زدن مکرر می‌شود.
  • تحت عمل هیسترکتومی قرار گرفتن.
  • اشتغال به حرفه‌ای که مستلزم بلند کردن اجسام سنگین است.

افتادگی اعضای لگن چگونه تشخیص داده می‌شود؟

پزشک شما معاینه لگن انجام خواهد داد که شامل معاینه داخلی واژن شما نیز می‌شود.

معاینه داخلی مشابه آزمایش پاپ اسمیر دهانه رحم است، که در آن پزشک شما یک اسپکولوم را وارد واژن شما می‌کند تا آن را نگه دارد و ببیند که آیا افتادگی وجود دارد یا خیر. این عمل معمولاً فقط چند دقیقه طول می‌کشد. در صورت نیاز به آزمایش‌های بیشتر، پزشک با شما صحبت خواهد کرد.

افتادگی اعضای لگن چگونه درمان می‌شود؟

درمان افتادگی اندام‌های لگنی به عوامل مختلفی از جمله نوع افتادگی، شدت علائم، سن، مشکلات زمینه‌ای سلامت و وضعیت فعالیت جنسی بستگی دارد.

اگر افتادگی اندام لگن باعث ناراحتی قابل توجهی برای شما نشود، ممکن است درمان ضروری نباشد. برخی اقدامات خودیاری وجود دارد که می‌توانید برای بهبود بالقوه رفاه یا عملکرد خود در نظر بگیرید، مانند:

  • فیبر غذایی را افزایش دهید و برای حرکات روده‌ای راحت‌تر، آب کافی بنوشید.
  • کاهش وزن برای کاهش فشار بر اندام‌های لگن.
  • برای تقویت عضلات مرکزی بدن، ورزش‌هایی مانند یوگا و پیلاتس انجام دهید.

سایر درمان‌ها عبارتند از:

  • پساری واژینال
    • وسیله‌ای سیلیکونی که برای پشتیبانی از اندام‌های لگنی وارد واژن می‌شود. این وسیله می‌تواند برای کاهش علائم افتادگی‌های متوسط ​​یا شدید استفاده شود و به عنوان جایگزینی برای افرادی که نمی‌توانند یا ترجیح می‌دهند جراحی نکنند، عمل می‌کند.
    • لازم است هر ۴ تا ۶ ماه پساری را تعویض یا خارج، تمیز و دوباره جاگذاری کنید، که این کار می‌تواند توسط پزشک، پرستار یا خودتان انجام شود.
  • تمرینات کف لگن
    • تمرینات کگل به تقویت عضلات کف لگن کمک می‌کند و نوعی تسکین برای علائم ایجاد می‌کند.
    • تمرینات عضلات کف لگن همچنین برای زنانی که هم افتادگی اندام لگن و هم بی‌اختیاری ادرار دارند، مفید است.
  • درمان هورمونی واژینال (استروژن)
    • برای زنان یائسه به صورت قرص، کرم یا حلقه‌ای که برای کاهش ناراحتی در واژن قرار می‌گیرد، توصیه می‌شود.

اگر درمان غیرجراحی علائم افتادگی رحم را بهبود نبخشد، ممکن است جراحی در نظر گرفته شود. با این حال، در زنانی که هنوز مایل به بچه‌دار شدن هستند، باید اقدامات جراحی به تعویق بیفتد، زیرا زایمان پس از جراحی ممکن است احتمال بازگشت افتادگی رحم را افزایش دهد.

  • جراحی انسدادی (کولپوکلیسیس)
    • در این جراحی، پزشک دهانه واژن را می‌بندد.
    • این روش معمولاً برای زنانی که دچار افتادگی پیشرفته هستند، پس از آنکه سایر مداخلات بی‌اثر بوده‌اند و زمانی که مطمئن هستند که دیگر نمی‌خواهند در آینده فعالیت جنسی داشته باشند، در نظر گرفته می‌شود.
  • جراحی ترمیمی
    • این رایج‌ترین نوع جراحی برای افتادگی اندام‌های لگن است. هدف از جراحی ترمیمی، بازگرداندن اندام‌های لگن به موقعیت اصلی خود است.
    • انواع خاصی از جراحی ترمیمی از طریق برش واژن انجام می‌شود، در حالی که برخی دیگر شامل برش‌هایی در شکم یا با لاپاراسکوپی هستند.

چه چیزی باعث افتادگی واژن می‌شود؟

۴۰۷ بازديد

چه چیزی باعث افتادگی واژن می‌شود؟

بزرگترین علت افتادگی رحم، بارداری و زایمان است - تقریباً از هر دو زن، یک نفر (یا ۵۰ درصد از) که باردار بوده‌اند، نوعی افتادگی رحم را تجربه خواهند کرد. کف لگن شما در دوران بارداری (به دلیل وزن اضافی و تغییرات هورمونی) و همچنین هنگام زایمان ضعیف می‌شود - به خصوص اگر بیش از یک نوزاد داشته‌اید، نوزاد شما بزرگ بوده یا مجبور بوده‌اید مدت زمان بیشتری نسبت به حالت معمول زور بزنید. برای ارتباط با بهترین جراح زیبایی زنان در تهران به وب سایت دکتر طاهره فروغی فر مراجعه کنید

همچنین اگر موارد زیر را داشته باشید، احتمال ابتلا به افتادگی واژن در شما بیشتر است:

  • کسی در خانواده شما نیز دچار افتادگی رحم شده است
  • شما یائسگی را پشت سر گذاشته‌اید و سطح هورمون استروژن شما پایین است 
  • شما بیش از حد اضافه وزن دارید
  • زیاد یا با سرفه شدید (به دلیل سیگار کشیدن، برونشیت شدید یا آسم) سرفه می‌کنید
  • شما اغلب یبوست دارید و برای رفتن به توالت نیاز به زور زدن یا فشار آوردن دارید.
  • شما مرتباً چیزهای سنگین بلند می‌کنید (مانند مبلمان، کودکان بزرگتر و غیره)
  • فیبروم یا تومور لگنی دارید
  • در گذشته برای درمان افتادگی واژن جراحی انجام داده‌اید.

علائم پرولاپس چیست؟

بسیاری از زنان وقتی برای اولین بار افتادگی رحم اتفاق می‌افتد یا اگر عضو خیلی جابجا نشده باشد، متوجه آن نمی‌شوند. اگر افتادگی رحم شما به سمت پایین حرکت کرده باشد (و در مرحله بالاتری باشد)، ممکن است:

  • احساس می‌کنید واژن شما متفاوت است. ممکن است احساس سنگینی یا کشیدگی داشته باشید. این حالت ممکن است هنگام عطسه یا سرفه، ایستادن طولانی مدت، انجام کارهای فیزیکی سنگین مانند دویدن یا در پایان روز بیشتر قابل توجه باشد. 
  • دیدن یا لمس کردن یک توده. این توده می‌تواند داخل واژن شما باشد یا از آن بیرون زده باشد. 
  • درد شدیدی در ناحیه لگن یا کمر خود دارید.
  • در رفتن به توالت مشکل دارید. ممکن است نیاز به ادرار کردن زیاد داشته باشید، در تخلیه مثانه یا روده خود مشکل داشته باشید یا به طور تصادفی ادرار کنید. 
  • عفونت دستگاه ادراری (UTI) دارید که اغلب دوباره عود می‌کند.

برخی از زنان همچنین می‌گویند که در طول رابطه جنسی ناراحتی، درد یا بی‌حسی دارند. 

پرولاپس چگونه تشخیص داده می‌شود؟

پزشک محلی یا پزشک عمومی شما می‌تواند افتادگی رحم را تشخیص دهد. آنها به احتمال زیاد: 

  • از شما در مورد سابقه سلامتی‌تان سوال بپرسد
  • بدن خود را معاینه کنید
  • به داخل واژن یا داخل مقعد شما (رکتوم) نگاه کند
  • از شما بخواهد سرفه کنید، عضلات لگن خود را به پایین فشار دهید یا منقبض کنید. 

بسیاری از افتادگی‌ها در طول آزمایش‌های غربالگری منظم دهانه رحم کشف می‌شوند. 

پرولاپس چگونه درمان می‌شود؟

نوع درمانی که دریافت خواهید کرد به موارد زیر بستگی دارد:

  • کدام عضو جابجا شده است (نوع پرولاپس) و تا چه حد (مرحله پرولاپس)
  • سن، وضعیت سلامتی و سابقه پزشکی شما
  • اینکه آیا می‌خواهید (فرزندان بیشتری) داشته باشید یا خیر.

پزشک ممکن است شما را به یک فیزیوتراپیست زنان یا پزشکی که در مشکلات کف لگن زنان تخصص دارد (متخصص اورولوژی) ارجاع دهد. آنها ممکن است یک یا چند مورد از این گزینه‌های درمانی را توصیه کنند: 

تغییر سبک زندگی برای جلوگیری از انجام کارهایی که ممکن است باعث افتادگی یا بدتر شدن آن شوند. این می‌تواند شامل کاهش وزن، ترک سیگار، تغییر در خوردن و آشامیدن و کم کردن وزن باشد. هدف این تغییرات رفع افتادگی است.

فیزیوتراپی برای تقویت کف لگن که از اندام‌های شما پشتیبانی می‌کند. یک فیزیوتراپیست می‌تواند یک برنامه ورزشی مخصوص لگن برای شما طراحی کند. فیزیوتراپی با هدف رفع افتادگی‌ها انجام می‌شود.

پساری (یک وسیله کوچک پلاستیکی یا سیلیکونی) که داخل واژن شما قرار می‌گیرد تا عضو دچار افتادگی را نگه دارد. پساری‌ها افتادگی را درمان نمی‌کنند، اما می‌توانند علائم افتادگی را کاهش دهند یا تخفیف دهند و به شما کمک کنند راحت‌تر زندگی کنید. 

جراحی برای ترمیم پارگی یا کشیدگی کف لگن. انواع مختلفی از جراحی افتادگی لگن وجود دارد، اما همه آنها سعی در رفع افتادگی و جلوگیری از وقوع مجدد آن دارند. برخی از جراحی‌ها به این معنی است که دیگر نمی‌توانید بچه‌دار شوید. 

درمان همیشه موفقیت‌آمیز نیست و گاهی اوقات افتادگی مثانه دوباره عود می‌کند. 

زندگی با اختلال دوقطبی

۴۰۷ بازديد

 

 

اختلال دوقطبی یک بیماری مادام‌العمر است، اما ایجاد تغییراتی در زندگی روزمره می‌تواند به کنترل آن کمک کند. در اینجا چند ایده ارائه شده است:

حال و هوای خود را درک کنید

  • برای درک الگوها، حالات روحی خود را در طول زمان پیگیری کنید.
  • محرک‌هایی مانند استرس، تغییرات زندگی یا کمبود خواب را شناسایی کنید.
  • علائم هشدار دهنده مانند تغییرات در الگوهای خواب یا غذا خوردن را تشخیص دهید.

گام‌های عملی بردارید

  • برای ثبات، به یک روال ثابت پایبند باشید.
  • استرس را مدیریت کنید.
  • با دریافت مشاوره و پشتیبانی، نگرانی‌های مالی خود را برطرف کنید.
  • وقتی حالتان خوب است، برای بحران‌ها از قبل برنامه‌ریزی کنید.

روی سلامت جسمی خود تمرکز کنید

  • خواب، رژیم غذایی متعادل و ورزش منظم را در اولویت قرار دهید.

پشتیبانی ایجاد کنید

  • یک شبکه حمایتی از افراد مورد اعتماد ایجاد کنید که بتوانند درک و کمک ارائه دهند.
  • از طریق سازمان‌ها، انجمن‌های آنلاین یا گروه‌های محلی برای افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، از حمایت همسالان خود بهره‌مند شوید.

انگ اختلال دوقطبی

ممکن است به دلیل شرایطتان اغلب با کلیشه‌ها و تبعیض روبرو شوید. مطالعات نشان می‌دهد که انگ اجتماعی، چه از سوی جامعه و چه از سوی خودشان، می‌تواند عملکرد خوب در زندگی روزمره را برای افراد مبتلا به اختلال دوقطبی دشوارتر کند. ممکن است اضطراب بیشتری داشته باشید، در محل کار با مشکل مواجه شوید و احساس افسردگی بیشتری کنید. انگ اجتماعی می‌تواند از سوی خانواده، دوستان و حتی پزشکان ایجاد شود. افراد جوان‌تر مبتلا به اختلال دوقطبی معمولاً با انگ اجتماعی بیشتری روبرو می‌شوند که می‌تواند پایبندی به درمان را برای آنها دشوارتر کند.

اختلال دوقطبی و بارداری

زنان مبتلا به اختلال دوقطبی احتمال بیشتری برای ابتلا به بیماری پس از زایمان دارند. برخی موارد، مانند سابقه بیماری شدید پس از زایمان در خانواده، احتمال ابتلا را افزایش می‌دهد. علائم می‌توانند متفاوت باشند و ممکن است شامل افسردگی، شیدایی یا ترکیبی از هر دو باشند که اغلب اندکی پس از زایمان شروع می‌شوند. 

در حالی که پزشکان می‌دانند زایمان باعث این دوره‌ها می‌شود، دلایل دقیق آن مشخص نیست. ممکن است هورمون‌ها، خواب یا استرس نوزاد جدید در این امر دخیل باشند. برنامه‌ریزی برای بارداری ایده‌آل است -- با پزشک خود در مورد سالم ماندن در دوران بارداری و مدیریت مشکلات سلامتی پس از زایمان صحبت کنید. 

در دوران بارداری، بسیار مهم است که اختلال دوقطبی خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید و استرس خود را مدیریت کنید. تصمیمات دارویی در دوران بارداری پیچیده است و مزایا و معایب آن برای شما و نوزادتان در نظر گرفته می‌شود. شروع یا ادامه مصرف دارو ممکن است با راهنمایی پزشک ضروری باشد. اگر باردار هستید یا به نوزاد خود شیر می‌دهید، با پزشک خود در مورد داروهایی که مصرف آنها بی‌خطر است صحبت کنید. 

مراقبت از فرد مبتلا به اختلال دوقطبی

حمایت از یک عزیز مبتلا به اختلال دوقطبی شامل موارد زیر است: 

  • آموزش خود در مورد بیماری و درمان آن
  • تشویق آنها به مراجعه فوری به متخصص
  • در طول سفرشان، درک و صبور بودن

یادگیری در مورد اختلال دوقطبی به شما کمک می‌کند تا حمایت بهتری ارائه دهید، در حالی که ترغیب آنها به درخواست کمک زودهنگام می‌تواند نتیجه بیماری آنها را بهبود بخشد. بودن در کنار آنها، ارائه درک و صبر، بسیار مهم است زیرا بهبودی زمان می‌برد و شکست‌ها بخشی از این فرآیند هستند. مدیریت اختلال دوقطبی یک تعهد مادام العمر است و حمایت مداوم شما می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

عوارض اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی می‌تواند مشکلات جدی دیگری را برای سلامتی ایجاد کند، از جمله:

خودآزاری

خودآزاری زمانی است که شما عمداً و بدون اینکه بخواهید بمیرید، به خودتان آسیب می‌رسانید. محققان اطلاعات زیادی در مورد ارتباط خودآزاری با مشکلات خلقی مانند اختلال دوقطبی ندارند، اما یک مطالعه کوچک به بررسی ارتباط آنها پرداخته است. نتایج نشان داد که افراد مبتلا به اختلال دوقطبی بیشتر از افرادی که فقط افسردگی دارند، در گذشته به خود آسیب رسانده‌اند. محققان همچنین خودآزاری را بیشتر به عمل بدون فکر مرتبط می‌دانند.

اختلال دوقطبی و خودکشی

زندگی با اختلال دوقطبی به این معنی است که ممکن است به خودکشی روی بیاورید. علائم هشدار دهنده را بیاموزید و فوراً برای آنها کمک بگیرید:

  • افسردگی (تغییر در خوردن، خوابیدن، فعالیت‌ها)
  • منزوی کردن خود
  • صحبت کردن در مورد خودکشی، ناامیدی یا درماندگی
  • بی‌ملاحظه عمل کردن
  • ریسک پذیری بیشتر
  • داشتن تصادفات بیشتر
  • کمبود الکل یا سایر مواد مخدر
  • تمرکز بر موضوعات بیمارگونه و منفی
  • صحبت کردن در مورد مرگ و مردن
  • گریه بیشتر، یا ابراز احساسات کمتر
  • بخشیدن اموال

چه کسی بیشتر به شریک زندگی خود دروغ می‌گوید و چرا؟

۴۰۶ بازديد

افرادی که در یک رابطه نزدیک و متعهد هستند، معتقدند که می‌توانند به طور ضمنی به یکدیگر اعتماد کنند که صادق و راستگو هستند. در واقع، این به نظر یک فرض اساسی است که برای کل ایده صمیمیت اساسی است. با این حال، محققان بارها و بارها دریافته‌اند که افراد به شرکای خود دروغ می‌گویند. برخی از این دروغ‌ها برای بهتر جلوه دادن دروغگوها (دروغ‌های متمرکز بر خود) و برخی برای محافظت از شریک زندگی (دروغ‌های متمرکز بر دیگری) است.

 

چه کسی بیشتر به شریک زندگی خود دروغ می‌گوید و چرا؟

وقتی به تفاوت بین دروغ‌های خودمحور و دیگران‌محور فکر می‌کنید، احتمالاً می‌توانید درک کنید که برخی افراد دروغ می‌گویند زیرا فکر می‌کنند شریک زندگی‌شان بهتر است که حقیقت را نداند. از این گذشته، آیا به شریک زندگی خود می‌گویید که یکی از بستگان شما واقعاً نمی‌تواند او را تحمل کند؟ این نوع دروغ‌های دیگرمحور ممکن است از تمایل به محافظت از رفاه شریک زندگی‌تان (و شاید خویشاوند) ناشی شود. با این حال، در مورد اغراق در ارزش «معامله‌ای» که برای بلیط کنسرت (برای خودتان) به دست آورده‌اید، چطور؟ آیا ممکن است بخواهید تصویر خود را به عنوان فردی که مذاکره‌کننده‌ی خوبی است، حفظ کنید؟

 

طبق گفته نینا راینهارت و مارک-آندره راینهارت (۲۰۲۳) از دانشگاه کاسل، یک سوم از شرکای عاشقانه در هر دو نوع تاکتیک فریبکارانه شرکت می‌کنند. نویسندگان معتقدند که ویژگی شخصیتی پشت این موضوع «صداقت-فروتنی» است. این ویژگی، همانطور که از نامش پیداست، به تمایل به پایبندی به حقیقت اشاره دارد. عبارت «فروتنی» به تمایل به اجتناب از خودبزرگ‌بینی اشاره دارد. همانطور که راینهارت و راینهارت اشاره می‌کنند، یک ویژگی مرتبط، «نجابت» یا رفتاری است که از معیارهای اخلاقی حمایت می‌کند.

 

با تأکید بر اینکه «هر نوع دروغی، صراحت و اصالتی را که مردم در روابطشان ارزشمند می‌دانند، نقض می‌کند»، تیم تحقیقاتی تصمیم گرفت عمق تمایل افراد به دروغ گفتن را در مجموعه‌ای از ۱۱ آزمایش جداگانه بررسی کند. عامل ثابت در این آزمایش‌ها، اندازه‌گیری همزمان صداقت-فروتنی (و در برخی موارد صداقت-رعایت ادب و نزاکت) بود، اما مطالعات از نظر دامنه و رویکرد متفاوت بودند.

 

در هفت مطالعه اول، شرکت‌کنندگان در قالبی آنلاین، میزان دروغگویی خود در روابط عاشقانه ، چه در حال و چه در گذشته، را گزارش کردند. افرادی که از نظر صداقت-فروتنی پایین بودند، هم دروغ‌های خودمحور و هم دروغ‌های دیگران‌محور می‌گفتند؛ همتایان آنها که نمره بالایی داشتند، هر دو صادق‌تر بودند، اما شریک زندگی خود را نیز صادق می‌دانستند.

 

هشتمین مطالعه از این نوع، از قالب دفتر خاطرات استفاده کرد که در آن شرکت‌کنندگان تعداد دروغ‌های روزانه خود به شریک زندگی‌شان را ثبت می‌کردند. در طول پنج روزی که دروغ‌هایشان را پیگیری کردند، شرکت‌کنندگان به طور متوسط ​​۲۷ درصد دروغ گفتند؛ به عبارت دیگر، از هر چهار تعاملی که با شریک زندگی‌شان داشتند، یک نفر دروغ گفته بود. با این حال، باز هم همه این کار را نکردند. کسانی که از نظر ویژگی شخصیتی صداقت-فروتنی در سطح پایینی بودند، بدترین مقصران این ماجرا بودند.

 

یک دروغگو برای فریب دادن شریک زندگی خود تا کجا پیش می‌رود؟

شاید تصور کنید که این دروغ‌های روزمره، شاید بی‌گناه، خیلی جای نگرانی ندارند. در واقع، اگر با خودتان «صادق» باشید، شاید بتوانید چند دروغ از چند روز گذشته که سر هم کرده‌اید را به خاطر بیاورید،

اینجاست که مطالعه‌ی دانشگاه کاسل جالب می‌شود. در سه آزمایش آخر، تیم تحقیقاتی از شرکت‌کنندگان خواست تا به شیوه‌های فریبکارانه‌ای رفتار کنند که از نظر مالی به نفع خودشان باشد اما برای شریک زندگی‌شان هزینه داشته باشد. ببینید در این موقعیت‌ها چه می‌کنید:

 
  • موقعیت ۱: یک ایمیل فریبنده در مورد ماهیت مطالعه برای شریک زندگی خود ارسال کنید تا شانس خود را برای شرکت در آن دو برابر کنید. ادعا کنید که این مطالعه در مورد راه‌های بهبود کیفیت خواب بوده است، نه به عنوان مطالعه‌ای در مورد شخصیت (۵۶ درصد از شرکت‌کنندگان این کار را کردند).
  • موقعیت ۲: در یک تکلیف مربوط به تجزیه و تحلیل کلمات، در مقابل شریک خود تقلب کنید تا پول بیشتری به دست آورید (۲۴ درصد از شرکت‌کنندگان این کار را انجام دادند).
  • موقعیت ۳: در یک تکلیف پرتاب تاس هنگام بازی با شریک خود برای کسب پول بیشتر تقلب کنید. (شانس مورد انتظار برای درست بودن در پرتاب تاس ۳.۵ است؛ شرکت‌کنندگان میانگین ۴.۳ را گزارش کردند).
 

همانطور که می‌بینید، همه دروغ نمی‌گویند، اما درصد نسبتاً بالایی این کار را انجام می‌دهند. با توجه به شخصیت به عنوان پیش‌بینی‌کننده دروغگویی، افرادی که صداقت-فروتنی کمی داشتند، تصمیماتی می‌گرفتند که به نفع خودشان بود و نه به نفع شریک زندگی‌شان. به نظر می‌رسید «استثمار» در این ویژگی شخصیتی، فراتر از بی‌صداقتی ساده، بیشترین نقش را ایفا می‌کند. تنها در یکی از 11 مطالعه، صداقت-نزاکت همان قدرت پیش‌بینی را داشت.

چگونه آشکارسازهای فریب را با شریک زندگی خود روشن کنید

واضح است که بسیاری از افراد، اما نه همه، به شریک عاطفی خود دروغ می‌گویند. اگر هنوز در مرحله شکل‌گیری شخصیت خود با شریک زندگی‌تان هستید، فهمیدن اینکه چه کسی بیشتر احتمال دارد این کار را انجام دهد، می‌تواند ارزشمند باشد، اما اگر از قبل به یک رابطه بلندمدت متعهد شده‌اید، شاید چندان عملی نباشد.

 

با این حال، در هر دو مورد، دانستن برخی از نشانه‌های خطر ارزشمند است. چهار حوزه برای صداقت-فروتنی وجود دارد: خلوص، انصاف، اجتناب از طمع و فروتنی (نام حوزه‌ها خود گویای همه چیز است). تجزیه این ویژگی به حوزه‌های مختلف می‌تواند در یافتن راهنمایی برای چگونگی شناخت شریک زندگی‌تان مفید باشد. همانطور که نویسندگان آلمانی اشاره می‌کنند، «فراتر از تهیه فهرست شخصیتی با یک شریک عاطفی (بالقوه) - که به سختی به واقعیت نزدیک به نظر می‌رسد...» نشانه‌هایی وجود دارد که می‌توانید به دنبال آنها باشید.

 

نویسندگان به برخی از مشاهدات رفتاری ساده که می‌توانید انجام دهید اشاره می‌کنند، مانند تقلب در مالیات، ریاکاری با دیگران، قمار یا سفته‌بازی، اظهار نظرهای تحقیرآمیز در مورد گروه‌های دیگر، مصرف‌گرایی آشکار و البته خیانت جنسی.

اگر شریک زندگی‌تان را دوست دارید و حاضرید چنین نشانه‌های بالقوه نگران‌کننده‌ای را تحمل کنید، و به خصوص اگر خودتان فرد صادقی هستید، می‌توانید از اطلاعات این مطالعه به عنوان پایه‌ای برای گفتگویی که ممکن است ناراحت‌کننده اما ارزشمند باشد، استفاده کنید. محافظت از خود در حال حاضر ارزش تلاش برای ورود به این حوزه دشوار را دارد.

برای مشاوره با زوج درمانگر خوب در تهران با گروه ویان تماس بگیرید

 

https://vianclinic.com

 

 

 

خلاصه اینکه، داشتن شریکی که دروغ نمی‌گوید، مطمئناً مطلوب‌ترین وضعیت است، اما اگر دروغ نمی‌گویید، راه‌هایی برای بازگشت به ارتباط صادقانه وجود دارد.

چگونه رازها و دروغ‌ها روابط را نابود می‌کنند

۴۰۱ بازديد

اعتماد شکننده است. رازها و دروغ‌ها اعتماد را به خطر می‌اندازند و می‌توانند به ما و روابطمان آسیب بزنند - گاهی اوقات به طور جبران‌ناپذیری.

همه ما «دروغ‌های مصلحتی» می‌گوییم. وقتی حالمان خوب نیست، می‌گوییم «خوبم»، از هدایای ناخواسته تعریف می‌کنیم، یا حتی دروغ می‌گوییم که «چک در صندوق است». اما در یک رابطه صمیمی، صداقت عاطفی شامل این می‌شود که به شریک زندگی‌مان اجازه دهیم بداند ما چه کسی هستیم. صداقت چیزی بیش از دروغ نگفتن است. فریب شامل بیان اظهارات مبهم یا گنگ، گفتن نیمه‌حقایق، دستکاری اطلاعات از طریق تأکید، اغراق یا کوچک‌نمایی، و دریغ کردن احساسات یا اطلاعاتی است که برای کسی که حق دانستن آن را دارد مهم است، زیرا این امر بر رابطه تأثیر می‌گذارد و آن شخص را از آزادی انتخاب و اقدام آگاهانه محروم می‌کند. اگرچه ممکن است خود را صادق بدانیم، اما تعداد کمی از ما تمام افکار و احساسات منفی خود را در مورد افرادی که به آنها نزدیک هستیم آشکار می‌کنیم. آسیب‌پذیر و صادق بودن نیاز به شجاعت دارد.

 

هزینه رازها و دروغ‌ها

بیشتر افرادی که دروغ می‌گویند نگران خطرات صادق بودن هستند، اما به خطرات بی‌صداقتی توجه کمی دارند . برخی از راه‌هایی که دروغ و پنهان‌کاری باعث آسیب می‌شوند عبارتند از:

۱. آنها مانع صمیمیت واقعی با شریک زندگی می‌شوند. صمیمیت مبتنی بر اعتماد و اصالت است - توانایی آسیب‌پذیر بودن یا «برهنه بودن»، نه تنها از نظر جسمی، بلکه از نظر عاطفی.

 

۲. آنها منجر به دروغ‌ها و غفلت‌هایی برای پنهان کردن می‌شوند که به خاطر سپردن آنها دشوار است. این دروغ‌ها افزایش می‌یابند و اگر حقیقت آشکار شود، ممکن است از راز اصلی دردناک‌تر باشد. هر چه حقیقت بیشتر پنهان بماند، مانع آشکار شدن آن بیشتر می‌شود، زیرا هر نمونه از پنهان‌کاری و تمام مواقعی که شریک بی‌گناه به خیانتکار اعتماد و تکیه کرده است را زیر سوال می‌برد.

 

۳. دارنده راز در لحظات صمیمی با فرد فریب خورده احساس گناه یا حداقل ناراحتی می‌کند. تمایل به اجتناب از نزدیکی و موضوعات خاص وجود دارد. اجتناب حتی ممکن است آگاهانه نباشد و می‌تواند شامل مواردی مانند مشغول بودن با کار، دوستان، سرگرمی‌ها یا رفتارهای اعتیادآور و انجام فعالیت‌هایی باشد که فرصت کمی برای مکالمات خصوصی باقی می‌گذارد. فریبکار حتی ممکن است برای ایجاد فاصله، بحث و جدل ایجاد کند.

 

۴. صداقت به عنوان یک هنجار اخلاقی ارزشمند است، اگرچه زمینه و جزئیات آن ممکن است در فرهنگ‌های مختلف متفاوت باشد. وقتی با پنهان کردن حقیقت، هنجارهای مذهبی یا فرهنگی را نقض می‌کنیم، اضطراب ناشی از احساس گناه را تجربه می‌کنیم . علیرغم تمام تلاش‌های ما برای پنهان کردن، واکنش فیزیولوژیکی ما اساس کار دروغ‌سنج‌های الکترونیکی است.

 

۵. این نقض ارزش‌های ما نه تنها منجر به احساس گناه می‌شود؛ بلکه بر خودانگاره ما نیز تأثیر می‌گذارد . در درازمدت، فریب می‌تواند عزت نفس ما را از بین ببرد . احساس گناه معمولی که می‌توانست با صداقت جبران شود، اکنون به شرم تبدیل می‌شود و حس اساسی عزت و شایستگی ما را به عنوان یک شخص تضعیف می‌کند. شکاف بین خودی که به دیگران نشان می‌دهیم و احساسی که در درون خود داریم، بیشتر می‌شود.

 

۶. روش‌های ما برای مدیریت گناه و شرم ، مشکلات بیشتری ایجاد می‌کند. ما نه تنها راز، بلکه بیشتر از آنچه هستیم را پنهان می‌کنیم. ممکن است برای توجیه اعمال خود، کینه بورزیم، کناره‌گیری کنیم یا انتقادگر، تحریک‌پذیر یا پرخاشگر شویم. ما دروغ یا راز خود را توجیه می‌کنیم تا از تعارض درونی و خطری که تصور می‌کنیم در صورت آشکار شدن در انتظار ماست، اجتناب کنیم. برخی افراد وسواس دروغ خود را دارند، تا جایی که در تمرکز روی هر چیز دیگری مشکل دارند. برخی دیگر می‌توانند احساسات خود را بخش‌بندی کنند یا اعمال خود را منطقی جلوه دهند تا عدم صداقت را بهتر مدیریت کنند. بخش‌بندی و انکار، توجیه ("آنچه شریک زندگی من نمی‌داند به او آسیبی نمی‌رساند") یا کوچک جلوه دادن ("من فقط یک بار این کار را کردم") دفاع‌های روانی هستند که به ما کمک می‌کنند با تعارض درونی و یک واقعیت نامطلوب کنار بیاییم. آنها می‌توانند آنقدر مؤثر باشند که دروغگو متقاعد شود که دروغ گفتن از رابطه پشتیبانی می‌کند. او ممکن است نخواهد با آسیب یا انتخاب‌هایی که حقیقت می‌تواند ایجاد کند، روبرو شود.

۷. جای تعجب نیست که تحقیقات نشان می‌دهد دروغ گفتن علاوه بر پریشانی روانی، منجر به مشکلات سلامتی نیز می‌شود.

۸. قربانی فریب ممکن است با احساس سردرگمی، اضطراب، عصبانیت، سوءظن، رها شدن یا نیازمندی، به رفتار اجتنابی واکنش نشان دهد. آنها ممکن است به خودشان شک کنند و عزت نفسشان آسیب ببیند. اغلب، قربانیان خیانت برای بهبودی از دست دادن اعتماد و افزایش عزت نفس خود به مشاوره نیاز دارند.

 

چه چیزی را باید فاش کرد

نظرات در مورد اینکه دیگران چقدر باید «حقیقت» را بدانند، متفاوت است. در برخی فرهنگ‌ها، این درک ضمنی وجود دارد که خیانت تقریباً قابل انتظار است - تا زمانی که فرد زناکار محتاط باشد. آداب و رسوم با گذشت زمان تغییر می‌کند: همجنس‌گرایی و تراجنسیتی بودن، که زمانی تابو بودند، اکنون آشکارا پذیرفته شده و مورد بحث قرار می‌گیرند. به طور مشابه، داشتن والدین مجرد یا فرزندخواندگی زمانی مخفی نگه داشته می‌شد یا فقط زمانی آشکار می‌شد که کودک بزرگتر می‌شد. چنین افشاگری‌های تکان‌دهنده‌ای می‌تواند آسیب‌زا باشد ، اما ناهنجاری‌های گیج‌کننده‌ای را در ذهن کودک توضیح می‌دهد. امروزه، بسیاری از خانواده‌ها به جای آن، فرزندخواندگی آشکار را انتخاب می‌کنند.

ما حق داریم در مورد میراث خود، به ویژه به دلایل پزشکی، اطلاعات داشته باشیم. رازهایی در مورد چیزهایی مانند اعتیاد ، جرم و جنایت و بیماری‌های روانی می‌تواند منجر به خطرات واقعی، همراه با شرم مزمن و اختلال در عملکرد خانواده شود. کودکان از قبل «می‌دانند» که چیزی اشتباه است، اما انکار، اعتماد به نفس و توانایی آنها در آزمودن واقعیت را تضعیف می‌کند.

 

در یک رابطه جنسی ، ما حق داریم به دلایل عاطفی و همچنین پزشکی، از نیت و وفاداری شریک زندگی خود آگاه باشیم. اغلب، شرکای وفادار این نیاز و آسیب‌پذیری خود را در برابر آسیب‌های عاطفی توجیه یا انکار می‌کنند. با نپرسیدن سوال یا بیان نکردن نیازهای خود، آنها به همان دلیلی که فرد خیانتکار صادق یا پنهان‌کار است، فریبکاری را ممکن می‌سازند و در آن تبانی می‌کنند - تا اوضاع را به هم نریزند و رابطه را به خطر نیندازند. وقتی خیانتی رخ می‌دهد، حتی اگر زوج در کنار هم بمانند، بذر بی‌اعتمادی باقی می‌ماند و گاهی اوقات رابطه را مسموم می‌کند.

 

از طرف دیگر، ما حق حفظ حریم خصوصی را نیز داریم. حتی در صمیمی‌ترین روابط، افشای مکالمات با درمانگر، دوستان نزدیک و بستگانمان باید با احتیاط انجام شود.

چه زمانی و چگونه افشا کنیم

اینکه چه چیزی، چه زمانی، چرا و چگونه افشا می‌کنیم، همگی عوامل ضروری هستند. زمان، تأثیر و انگیزه‌های ما باید با دقت بررسی شوند. افشای کامل ممکن است برای بازسازی یک ازدواج از هم پاشیده ضروری باشد . مطالعات همچنین نشان می‌دهد افرادی که عزت نفس خوبی دارند و نظر مثبتی نسبت به شریک زندگی خود دارند، احتمال بیشتری دارد که او را ببخشند . با این حال، دلایل قانع‌کننده‌ای برای افشای یک رابطه نامشروع که مدت‌ها پیش تمام شده یا رابطه‌ای که در حال حاضر داریم و قصد پایان دادن به آن را نداریم، چیست؟ در مورد اول، آیا برای تعمیق صمیمیت متقابل است؟ در مورد دوم، آیا برای اجتناب از آن است یا برای تحریک طلاقی که از شروع آن می‌ترسیم؟ افشای نارضایتی ما در رابطه ممکن است گفتگوی ضروری باشد که اگر زودتر مطرح می‌شد، از این رابطه نامشروع جلوگیری می‌کرد.

 

برای همه افراد درگیر، درد پنهان‌کاری، درد ناشی از رویداد اولیه را تشدید می‌کند و هر چه فریب بیشتر ادامه یابد، به عزت نفس آسیب بیشتری می‌رساند. در حالت ایده‌آل، قبل از افشای حقیقت به شخصی که به او دروغ گفته‌ایم، مفید است که اشتباهات خود را پذیرفته باشیم؛ در غیر این صورت، شرم و گناه ما می‌تواند مانعی برای همدلی واقعی با شخصی باشد که به او آسیب رسانده‌ایم. ابتدا، با کسی که به او اعتماد دارید و قضاوت نمی‌کند صحبت کنید یا به دنبال مشاوره باشید. اگر خودمان را بخشیده باشیم، در موقعیت بهتری برای پاسخ به سؤالات و مواجهه با خشم و احساسات جریحه‌دار شده‌ای که ایجاد کرده‌ایم، قرار داریم.

 

هر مورد خیانت منحصر به فرد است. آسیب‌ها و عوارض احتمالی که دروغگویی و همچنین افشاگری را احاطه کرده‌اند، مواردی هستند که باید هنگام دروغ گفتن و پنهان‌کاری در نظر گرفته شوند. تفکر پیشاپیش در مورد عواقب اعمالمان برای خودمان، عزیزانمان و روابطمان مستلزم درجه‌ای از خودآگاهی است، اما می‌تواند از رنج‌های غیرضروری جلوگیری کند.

 

قربانیان خیانت

وقتی حقیقت آشکار می‌شود، اغلب روشنگر است. این می‌تواند به طرف مقابل کمک کند تا رفتارهای قبلاً غیرقابل توضیح یا گیج‌کننده‌اش را درک کند. در عین حال، کشف این که کسی که دوستش داشتیم و به او اعتماد داشتیم به ما خیانت کرده است، می‌تواند ویرانگر و آسیب‌زا باشد. این می‌تواند تصویری را که از شریک زندگی‌مان داریم، و همچنین اعتمادمان به خودمان و حتی خود واقعیت را از بین ببرد. متأسفانه، قربانیان خیانت اغلب خود را سرزنش می‌کنند. اگر رابطه خوب پیش نمی‌رفت، هر دو طرف مسئولیت دارند که صحبت کنند و مشکلات را برطرف کنند. اگرچه بررسی رفتارمان برای درس گرفتن از آن ممکن است مفید باشد، اما ما هرگز مسئول اعمال یا قصور شخص دیگری نیستیم.

 

یک میل طبیعی برای جستجوی توضیحات و دانستن حقایق بیشتر وجود دارد. زوج‌های آزرده شروع به مرور جزئیات رویدادها و مکالمات قبلی می‌کنند و به دنبال سرنخ‌های نادیده گرفته شده و شواهدی از دروغ‌ها می‌گردند. آنها ممکن است به طرز دردناکی به این نتیجه برسند که آنها و شریک زندگی‌شان در دو واقعیت بسیار متفاوت زندگی می‌کرده‌اند، واقعیت‌هایی که زمانی معتقد بودند مشترک هستند. اگر رابطه پایان یابد، هر دو طرف ممکن است از شرم و سرزنش رنج ببرند و غم و اندوهشان تشدید شود .

برای مشاوره با زوج درمانگر خوب در تهران با گروه ویان تماس بگیرید

 

https://vianclinic.com

 

 

 

حتی اگر رابطه دوام بیاورد، وقتی اعتماد از بین می‌رود، نوعی فقدان وجود دارد. مانند تمام فقدان‌ها، اولین واکنش ما انکار است، اگر نه انکار واقعیت‌ها، انکار شدت ضربه. ممکن است پذیرش حقیقت زمان ببرد. هر یک از ما برای التیام و ایجاد صلح با خود، عزیزانمان و واقعیت آشفته‌ای که زمانی امن و قابل پیش‌بینی می‌دانستیم، معنای متفاوتی به واقعیت‌ها نسبت خواهیم داد.

آشنایی با بهترین متخصص زنان و زایمان و نازایی

۴۰۶ بازديد

یکی از مهمترین فعالیت هایی که شما می توانید برای حفظ سلامت خود انجام دهید، این است که به طور مرتب و طی مدت زمان‌ های مشخص شده چکاپ های گوناگون را به واسطه پزشکان و متخصصان ماهر انجام داده تا بتوانید از هرگونه آسیب احتمالی به سرعت مطلع شده و اگر نیاز به شروع درمان داشته باشید این فرایند را نیز انجام دهید.

نکته مهم این است که پزشکان و متخصصانی که در زمینه های مختلف فعالیت می‌ کنند را چگونه شناسایی کرده و بهترین آنها چه کسانی هستند.

دغدغه بسیاری از بانوان این است که برای انجام فعالیت های زنانه و چکاپ ها و بررسی مشکلات داخلی و مربوط به ناحیه رحم، به پزشکان ماهری مراجعه کنند که در زمینه زنان، زایمان و نازایی تخصص کافی داشته باشند.

توجه داشته باشید که آشنایی با بهترین متخصص زنان باعث میشود که شما به آسانی پزشک را شناخته و برای انجام فعالیت های درمانی مرتبط به آن مراجعه نمایید.

بهترین متخصصان کسانی هستند که در زمینه تخصص خود تحصیلات بسیار بالایی داشته و البته تجربه و مهارت کافی را در زمینه های مربوطه دارا باشند، اگر پزشک شما در زمینه تخصص خود تجربه زیادی داشته باشد قطعاً بسیار کارایی داشته و می‌ تواند هرگونه آسیب و عارضه در نواحی مختلف را با آنها در میان بگذارید.

اگر پزشک شما در زمینه زایمان فعالیت دارد می توان صفر تا صد دوران بارداری را با پزشک سپری کرده و نهایتا به دست پزشک بهترین شیوه زایمان را نیز انجام خواهید داد.

برخی از بانوان ممکن است در روند بارداری با مشکلاتی مواجه شوند که نیاز به درمان‌ های مختلف و انجام فعالیت های گوناگون دارند.

اگر متوجه شدید که شخصی با این عارضه مواجه است، به آنها توصیه کنید که به پزشکان و متخصصان زنانی که از تجربه کافی برخوردار هستند مراجعه کرده تا پزشک با شیوه‌ های مطمئن و البته متنوع و بر اساس مشکل بانوان، این عارضه را نیز درمان کند.

متخصصان زنان در مرحله اول باید بتوانند اعتماد مراجعین خود را جلب کرده تا فرد بتواند پزشک را محرم دانسته و همه اطلاعات و مشکلات خود را به طور کامل بیان کند.

متخصصان زنان هرگونه آسیب و عارضه در ناحیه واژن و ناحیه رحم را بررسی و درمان می کند و حیطه تخصص آنها شناسایی عوارض و مشکلات این بخش ها خواهد بود.

در هر صورت به شما توصیه می‌ کنیم که اگر قصد مراجعه به پزشک زنان زایمان و نازایی را دارید حتما تحقیقات گسترده انجام داده تا بتوانید بهترین پزشک را پیدا کنید، تا بتوانند عوارض و بیماری های مختلف را با شیوه های درست مانند دارو درمانی و گاها جراحی بهبود ببخشند.

فعالیت های مربوط به متخصص زنان


گاها این سوال برای بسیاری از افراد به وجود می آید که متخصصانی که در زمینه زنان و زایمان و نازایی فعالیت دارند چه شرایط و چه خدمات درمانی را به افراد دیگر ارائه می دهند.

پزشک زنان هر گونه آسیب ها و مشکلات در ناحیه واژینال بانوان را مورد بررسی قرار داده و می توانند حتی برای فرد دارو درمانی و جراحی های پیشرفته و یا کوچک را انجام دهند.

اما باید بدانید از فعالیت های مهمی که پزشک زنان انجام می دهد، می توان به انجام زایمان سزارین و زایمان طبیعی اشاره کرد.

همیشه جراحی ها برای خروج جنین از رحم مادر نبوده و پزشکان آسیب ها و بیماری هایی که در رحم بانوان به وجود می‌ آید را طی جراحی های خاص برداشته و سلامت شخص را حفظ می کنند.

همه بانوانی که در رحم خود توده‌ ها، کیست ها و یا فیبروم رحم را دارا هستند باید حتماً به پزشک زنان مراجعه کرده و اقداماتی کاملا اصولی را انجام داده و احتمالا انجام جراحی های پیشرفته را نیز در پی خواهند داشت، این فرآیند به واسطه پزشک زنان انجام میشود.

گاها ممکن است برخی بانوان به دلایل مختلف نتوانند روند بارداری را با سلامت کامل آغاز و طی کنند، و آسیب های مختلف مانند عدم باروری، سقط مکرر جنین و بارداری های سخت باعث آزار و اذیت و کاهش سلامتی بانوان شود.

بهبود این فرآیند بر عهده پزشک زنان است که با شیوه های درست چنین آسیب‌ هایی را نیز بهبود می بخشد.

راه حل های گوناگونی وجود دارد که انجام آنها توسط پزشک زنان صورت می‌ گیرد و هیچ پزشکی دیگری نمی‌ تواند این فرآیند را برای بانوان انجام دهد.

مطالعه بیشتر:  زایمان طبیعی

اما اگر با مشکلاتی مانند نازایی مواجه هستید باید بدانید که در رحم شما مشکلاتی وجود دارد که باید با چکاپ و بررسی‌ های کلی، پزشکان تشخیص دهند که آیا قادر به بهبود چنین شرایطی هستند یا خیر، قطع به یقین متخصصان می توانند هرگونه مشکل در واژینال و رحم را بهبود بخشیده و بهترین شیوه را برای شما انجام خواهند داد.

اگر مشکلاتی در ناحیه واژینال دارید می توانید به پزشک زنان مراجعه کرده و اقدامات لازم را انجام دهید.

پزشک زنان عمل های مربوط به زیبایی ناحیه واژن را نیز انجام می‌ دهد، به گونه‌ ای که شما می توانید آسیب و یا عرضه پیش آمده در ناحیه واژن را با پزشک زنان مطرح کرده و بهترین روش را پیش پای شما قرار خواهند داد.

ویژگی اصلی بهترین پزشک زنان


زمانی که شخصی برای آغاز روش های درمانی به پزشکان و متخصصان مراجعه می‌ کند، ابتدا باید پزشک با شخص به درستی ارتباط برقرار کرده تا شخص را به روش های درمانی پایبند کند.

برقراری ارتباط با مراجعین مربوطه به آموزش در زمینه اخلاق حرفه پزشک می باشد، زیرا با این کار اعتماد فرد بیمار را جلب کرده و اعتماد به نفس آنها را نیز افزایش می‌ دهند.

با این روند در کنار شروع روش های درمانی با بیمار خود به خوبی ارتباط برقرار می‌ کند که این همان رفتار حرفه‌ ای پزشک می باشد.

در این صورت اگر متوجه شدید که فرد بیمار محدودیت، آسیب ها و یا احساس ناراحتی و نگرانی بسیار زیادی دارد، قطعا بهترین پزشک شرایطی را فراهم می‌ کند که بیمار در وضعیت روحی و روانی مناسب و مساعدی قرار گرفته و سپس روش های درمانی برای بررسی مشکلات جسمی را آغاز می‌ کند.

پزشک آزمایشاتی را انجام می دهد تا بتواند تشخیصی درست، دقیق و بدون خطا را نیز ارائه دهند به همین دلیل اگر پزشکان برای شما آزمایشات تکمیلی، چکاپ های ماهانه و بررسی‌ های فراوان را در نظر می‌ گیرند نباید شاکی شوید، زیرا این فرایند حاصل تجربه بسیار زیاد پزشک است که می‌ تواند با روش های صحیح مشکلات و آسیب‌ های مختلف را برطرف کرده و شیوه‌ های درمانی مناسب را در پیش می‌ گیرد.

پزشکانی که بر اساس حدس و گمان روش های درمانی را آغاز می‌ کنند قابل اعتماد نخواهند بود.

اما پزشکانی که با وسواس و تاکید زیاد فرآیند های مختلف را طی می‌ کنند تا به نتیجه و تشخیص درست برسند، بهترین متخصصان هستند که می توانید به آنها مراجعه نمایید.

پزشکان برتر، ماهر و با تجربه پس از آن که متوجه آسیب های خطرناک و جدی در جسم بیمار خود میشوند، به هیچ عنوان با حالتی ناامید کننده مسئله را مطرح نمی‌ کنند و سعی دارند تا شخص را از نظر روانی آماده کرده و با توضیح آن که برای این عارضه روش های درمانی گوناگون وجود دارد مسئله را با فرد بیمار در میان می گذارند.

بهترین پزشکانی که در سراسر دنیا فعالیت دارند، نباید هیچ گونه تبعیض و تفاوت در بین مراجعین خود قائل شوند، و برای همه آنها دلسوزان خدماتی را در نظر خواهند گرفت.

 

تفاوت بین مشاوره زوجین و مشاوره خانواده چیست؟

۴۱۲ بازديد

 

تفاوت بین مشاوره زوجین و مشاوره خانواده چیست؟

مشاوره خانواده و مشاوره زوجین در کلگری دو نوع مشاوره بسیار متفاوت هستند که به افراد کمک می‌کنند تا با موقعیت‌های متنوعی کنار بیایند. آیا می‌توان به موضوعاتی پرداخت که بیش از یک فرد در خانواده یا فقط زوج را تحت تأثیر قرار می‌دهند؟ آیا می‌توان از مشاوره خانواده برای شروع کار بر روی ازدواج یا دوستی استفاده کرد؟ آیا این دو نوع مشاوره یکسان هستند؟ این مقاله به تفاوت‌های بین مشاوره زوجین و خانواده می‌پردازد.

مشاوره زوجین و مشاوره خانواده هر دو نوعی روان‌درمانی هستند که برای مقابله با طیف وسیعی از مسائلی که افراد در زندگی و روابط خود با آن مواجه می‌شوند، استفاده می‌شوند. تفاوت اصلی بین این دو نه تنها در نوع مسائلی است که به شما در مقابله با آنها کمک می‌کنند، بلکه در نحوه انجام آنها و نتیجه هر یک نیز وجود دارد. در زیر نگاهی عمیق‌تر به هر روش مشاوره خواهید یافت:

مشاوره زوجین

مشاوره زوجین در کلگری (که با نام مشاوره ازدواج یا درمان زناشویی نیز شناخته می‌شود) نوعی روان‌درمانی است که با زوجین کار می‌کند تا به ترمیم و تقویت روابط کمک کند. در درمان زوجین، درمانگر به جای درد و سرزنش، بر ارتقای بهبود و رشد در رابطه تمرکز می‌کند. این امر به هر فرد کمک می‌کند تا در طول رابطه مستقل‌تر شود و در طول جدایی نیز بتواند رشد کند. درمانگر اغلب تصمیم‌گیری مشترک و حل مسئله را ارتقا می‌دهد، سپس به هر یک از طرفین مهارت‌های ارتباطی مؤثرتری را آموزش می‌دهد.

برای مشاوره زوج درمانی در تهران با گروه ویان تماس بگیرید

 

مشاوره خانواده

مشاوره خانواده نوعی روان‌درمانی است که به ایجاد روابط سالم‌تر و مؤثرتر در واحد خانواده کمک می‌کند. این مشاوره می‌تواند برای زوج‌هایی که در برقراری ارتباط مؤثر مشکل دارند یا والدینی که درگیر بحث‌های مکرر و بی‌فایده با یکدیگر هستند، مفید باشد، بحث‌هایی که می‌تواند منجر به رنجش یا از دست دادن اعتماد شود. مشاوران خانواده، آموزش و توصیه‌های عملی در مورد وضعیت فرد یا خانواده ارائه می‌دهند. از طریق ارتباط آزاد، هر یک از طرفین درک بهتری از تفاوت‌ها و اشتراکات خود به دست می‌آورند و در عین حال بهتر می‌توانند از یکدیگر مراقبت کنند.

شباهت‌های زیادی بین این دو نوع مشاوره وجود دارد، اما لازم به ذکر است که تفاوت‌های بسیار مشخصی نیز بین این دو وجود دارد. این دو تخصص مشاوره تمام وقت هستند، بنابراین هر مشاوری قادر نخواهد بود در هر دو مورد به شما کمک کند.

آیا مشاوره زوجین و مشاوره خانواده با مشاوره فردی متفاوت است؟

در مشاوره فردی ، فرد درگیر یک فرآیند خوداندیشی در مورد احساسات و رفتارهای خود می‌شود. از آنجایی که هر فرد روش‌های جدیدی برای تعامل با الگوهای رفتاری، افکار، احساسات و حس‌های فیزیکی منحصر به فرد خود آموخته است، درمانگر به مراجع کمک می‌کند تا احساسات، افکار و حس‌های فیزیکی خود را رمزگشایی کند.

زوج درمانی یک رویکرد مشارکتی برای حل مسائل بین زوجین است. درمانگر، بحث بین زوجین را به سمت حل مسائلی مانند صمیمیت جنسی، ارتباط، کنترل قدرت در رابطه، خیانت و غیره هدایت می‌کند. گاهی اوقات مشکلاتی پیش می‌آید که یکی از زوجین احساس نمی‌کند که همسرش او را دوست دارد و به او احترام می‌گذارد. یک مشاور ازدواج آموزش دیده، ابتدا باید به هر فرد به صورت جداگانه رسیدگی کند و سپس بر روی تقویت پیوند عاطفی بین زوجین کار کند.

چرا باید به متخصص زنان مراجعه کنیم؟

۴۱۴ بازديد

 

مراجعه به متخصص زنان برای غربالگری سالانه توصیه می شود و هر زمانی که خانمی نگران علائمی مانند درد لگن، فرج و واژن یا خونریزی غیرطبیعی از رحم باشد بهتر است که به متخصص زنان مراجعه کند. امروزه با انتخاب های متعددی در مورد مراقبت های بهداشتی و تخصص ها روبرو هستیم.  در این مطلب قصد داریم در مورد خدمات متخصص زنان و دلایل مراجعه به آن ها به طور کامل توضیح دهیم پس تا انتها همراه ما باشید.

متخصص زنان کیست؟

متخصص زنان و زایمان پزشکانی هستند که در سلامت زنان و دستگاه تناسلی زنانه تخصص دارند. آنها با طیف گسترده ای از مسائل از جمله مامایی، بارداری و زایمان، مشکلات قاعدگی و باروری، عفونت های مقاربتی، اختلالات هورمونی و غیره سروکار دارند. انتخاب یک متخصص زنان خوب که تجربه زیادی داشته باشد میتواند در روند درمانی تاثیرگذار باشد.

برای تعیین زمان مناسب برای مراجعه به متخصص زنان نیاز به اطلاعاتی در مورد دلایل مراجعه به متخصص زنان داریم. یکی از رایج‌ترین سؤالاتی که بیماران می پرسند این است که «تفاوت‌ بین خدماتی که متخصص زنان و زایمان و پزشک عمومی ارائه می دهند چیست؟» دومین سوال رایج این است که "دخترم چه زمانی باید به یک متخصص زنان و زایمان مراجعه کند؟" هر دوی این سوالات به جا هستند. با این حال، پاسخ آن ها آنقدر که فکر می کنیم ساده نیست.

غربالگری چیست؟

بهتر است حداقل سالی یک بار برای معاینه مربوط به غربالگری به متخصص زنان مراجعه کنید. معاینه سالانه شامل موارد زیر خواهد بود:

•    غربالگری، ارزیابی و مشاوره

•    ایمن سازی بر اساس سن و عوامل خطر

•    معاینه فیزیکی، که ارزیابی شاخص توده بدن، لمس شکم و غدد لنفاوی اینگوینال و ارزیابی سلامت کلی خواهد بود.

 

همچنین ممکن است مجبور شوید برای آزمایش غربالگری نمونه خون یا ادرار بدهید. ویزیت منظم توسط متخصص زنان به فرد این امکان را می دهد تا در مورد نحوه حفظ یک سبک زندگی سالم و به حداقل رساندن خطرات سلامتی در هر سنی اطلاعات کافی داشته باشد.

سایر ارزیابی‌های سالانه سلامت می‌تواند شامل ماموگرافی، کولونوسکوپی، فشار خون و توصیه‌هایی در مورد مصرف کلسیم و اسید فولیک باشد.

از چه سنی می توان به متخصص زنان مراجعه کرد؟

متخصص زنان می تواند یک دختر یا یک زن را در هر سنی درمان کند. بهتر است از سن 13 تا 15 سالگی به متخصص زنان مراجعه کنید.

 

چه بیماری هایی توسط متخصص زنان تشخیص داده می شود؟

مشکلات و بیماری های مربوط به رحم که ممکن است لاپاراسکوپی رحم و تخمدان برای شما تشخیص داده شود.

مسائل مربوط به بارداری، باروری، قاعدگی و یائسگی که گاهی با یک معاینه شاده و گاهی با انجام تست های تخصصی قابل تشخیص است.

برنامه ریزی خانواده، از جمله پیشگیری از بارداری، عقیم سازی و سقط.

مشکلات بافت های مربوط به لگن.

بیماری های مقاربتی که میتوان آموزش هایی را در رابطه با آن ارائه داد.

سندرم تخمدان پلی کیستیک

بی اختیاری ادرار و مدفوع

تومور های خوش خیم زنانه، به عنوان مثال، کیست تخمدان، فیبروم، اختلالات سینه، زخم های فرج و واژن، و سایر تومور های غیر سرطانی

تومور های بدخیم، مانند هیپرپلازی آندومتر، و دیسپلازی دهانه رحم

سرطان مربوط به دستگاه تناسلی سرطان سینه و تومور مرتبط با بارداری

ناهنجاری های مادرزادی دستگاه تناسلی زنان

مراقبت های اورژانسی مربوط به زنان

بیماری مزمن اندومتریو که بر سیستم تولید مثل تأثیر می گذارد.

بیماری های التهابی لگن

تمایلات جنسی، از جمله مسائل بهداشتی مربوط به روابط همجنس گرا و اختلالات عملکرد جنسی

خدمات متخصص زنان چیست؟

متخصص زنان برای تشخیص بیماری ها و جراحی آموزش دیده است.

تشخیص بیماری ها عبارتند از:

تست های پاپ اسمیر

اسکن سونوگرافی

کولپوسکوپی و معاینه میکروسکوپی دهانه رحم

نمونه برداری از بافت داخلی رحم یا بیوپسی آندومتر

هیستروسکوپی و استفاده از آندوسکوپ برای دیدن داخل رحم

 

تخصص جراحی متخصص زنان عبارتند از:

آماده سازی بیماران برای جراحی

لاپاراسکوپی، برای اهداف تشخیصی و جراحی

جراحی جزئی، به عنوان مثال، عقیم سازی

جراحی بزرگ، به عنوان مثال، برداشتن فیبروم در رحم

مراقبت های بعد از عمل و درمان عوارض ناشی از عمل

آنها همچنین می توانند سایر شرایط جراحی مانند انسداد روده کوچک را انجام دهند.

چه درمان هایی را می توان از متخصصین زنان انتظار داشت؟

درمان توسط پزشک متخصص زنان بستگی به دلیل مراجعه و وضعیت فرد دارد. در هر ملاقات با متخصص زنان، لازم است مسائل زیر را در نظر داشته باشید:

صادقانه از نگرانی‌های سلامتی و سبک زندگی خود با متخصص زنان صحبت کنید. این صحبت صادقانه باعث می شود تا او بهتر به شما کمک کند.

معاینه زنانه، از جمله آزمایش پاپ اسمیر، ممکن است دردناک باشد.

قبل از مراجعه نیازی به اپیلاسیون یا اصلاح نیست.

بوی خاص واژن طبیعی است. اگر بوی بدی را احساس کردید نشان دهنده مشکل است. در این صورت باید متخصص زنان را در جریان بگذارید.

در دوران قاعدگی بهتر است مراجعه به پزشک را به تعویق بیاندازید، مگر در موارد اورژانسی.

بهتر است 2 روز قبل از معاینه زنان از فعالیت جنسی، استفاده از دوش واژینال یا استفاده از تامپون خودداری کنید.

آیا متخصص زنان جراحی زیبایی انجام می دهد؟

متخصص زنان علاوه بر خدمات درمانی میتواند به عمل زیبایی زنان بپردازد. برخی از این خدمات عبارتند از:

تنگ کردن واژن

لابیاپلاستی

سفید کردن واژن

پرینورافی

واژینوپلاستی

تزریق چربی و ژل به واژن

صلاحیت متخصصین زنان شامل چه مواردی است؟

متخصص زنان و زایمان دارای صلاحیت درمان بیماران حداقل 8 سال تحصیل و آموزش پزشکی گذرانده است. برای تبدیل شدن به یک متخصص زنان، فرد باید 6 سال در دانشکده پزشکی تحصیل کند و پس از آن رزیدنتی زنان و زایمان را به مدت 4 سال بگذراند.

آموزش تخصصی این افراد شامل:

مراقبت از زنان قبل از بارداری،  بعد از آن و در دوره بارداری

مشاوره ژنتیک

سلامت عمومی زنان، از جمله هورمون ها، سیستم تناسلی، سلامت سینه و عملکرد جنسی

غربالگری سرطان هایی مربوط به زنان

تشخیص و درمان اختلالات هورمونی زنانه و درمان عفونت ها