نارسایی زودرس تخمدان میتواند دشوار باشد، به خصوص برای زنانی که میخواهند مادر شوند. با این حال، این وضعیت را نمیتوان به طور کامل معکوس کرد، اما درمانهایی وجود دارد که میتواند به مدیریت علائم کمک کند.برای ارتباط با دکتر تنبلی تخمدان در تهران با دکتر طاهره فروغی فر تماس بگیرید
در اینجا درمانهای رایج برای POF آورده شده است:
هورمون درمانی جایگزین (HRT):
این به جایگزینی هورمونهای از دست رفته (مانند استروژن و پروژسترون) کمک میکند. همچنین به کاهش علائمی مانند گرگرفتگی و محافظت از سلامت استخوانها کمک میکند.
درمان ناباروری (IVF با تخمک اهدایی):
اگر کسی بخواهد باردار شود، میتواند از روش IVF استفاده کند و از تخمکهای یک اهداکننده سالم استفاده کند.
مکملهای کلسیم و ویتامین D:
اینها به قوی نگه داشتن استخوانها کمک میکنند و همچنین خطر پوکی استخوان را که میتواند به دلیل پایین بودن سطح استروژن اتفاق بیفتد، کاهش میدهند.
تغییرات سبک زندگی سالم:
خوب غذا بخورید، مرتباً ورزش کنید و استرس را مدیریت کنید تا از سلامت کلی خود حمایت کنید و حال خود را بهبود بخشید.
حمایت عاطفی یا مشاوره:
برای مقابله با تأثیر عاطفی POF، با یک متخصص سلامت روان صحبت کنید یا به گروههای حمایتی بپیوندید.
نارسایی زودرس تخمدان (POF) که نارسایی اولیه تخمدان (POI) نیز نامیده میشود، زمانی اتفاق میافتد که تخمدانهای یک زن قبل از سن ۴۰ سالگی به درستی کار نمیکنند. این بدان معناست که تخمدانهای او به طور منظم تخمک آزاد نمیکنند یا تولید هورمونهایی مانند استروژن را به اندازه کافی متوقف میکنند. این هورمونها نقش بسیار مهمی در قاعدگی و بارداری دارند.
اگرچه به آن «نارسایی» گفته میشود، اما برخی از زنان مبتلا به POF هنوز ممکن است دورههای نامنظم قاعدگی داشته باشند و گاهی اوقات تخمک آزاد کنند. با این حال، باردار شدن به طور طبیعی برای آنها دشوارتر میشود. این وضعیت با یائسگی زودرس یکسان نیست، اما علائم آن میتواند مشابه باشد.
چه تفاوتی با یائسگی زودرس دارد؟
نارسایی زودرس تخمدان (POF) با یائسگی زودرس یکسان نیست. با این حال، هر دو میتوانند باعث قطع زودهنگام قاعدگی و دشوار شدن بارداری شوند. در POF، تخمدانها قبل از ۴۰ سالگی کند میشوند یا از کار میافتند. با این حال، گاهی اوقات، تخمدانها ممکن است برای مدت کوتاهی هنوز کار کنند. این بدان معناست که هنوز احتمال کمی برای بارداری طبیعی وجود دارد.
در یائسگی زودرس، تخمدانها قبل از ۴۵ سالگی به طور کامل از کار میافتند. در این حالت، قاعدگیها برنمیگردند و بارداری طبیعی امکانپذیر نیست.
بنابراین، تفاوت اصلی این است که در POF، هنوز هم احتمال کمی وجود دارد که تخمدانها دوباره بتوانند کار کنند. اما در یائسگی زودرس، تخمدانها کاملاً از کار میافتند و دیگر شروع به کار نمیکنند.
یائسگی زودرس و ناباروری
یائسگی زودرس به این معنی است که دورههای قاعدگی یک زن قبل از ۴۰ سالگی متوقف میشود. این اتفاق زمانی میافتد که تخمدانها زودتر از موعد مقرر از کار میافتند. از آنجایی که تخمدانها دیگر به طور منظم تخمک آزاد نمیکنند، باردار شدن به طور طبیعی سختتر یا حتی غیرممکن میشود. به همین دلیل است که یائسگی زودرس ارتباط نزدیکی با ناباروری دارد.
بسیاری از زنان تا زمانی که با مشکلاتی در باروری مواجه نشوند، متوجه یائسگی زودرس خود نمیشوند. از دست دادن تخمک و پایین بودن سطح هورمونها، به ویژه استروژن، بر باروری و سلامت کلی تأثیر میگذارد. با این حال، گزینههایی مانند هورمون درمانی و درمانهای باروری (مانند IVF با استفاده از تخمکهای اهدایی) وجود دارد که میتواند به زنان در مادر شدن کمک کند.برای ارتباط با دکتر تنبلی تخمدان در تهران با دکتر طاهره فروغی فر تماس بگیرید
علل نارسایی زودرس تخمدان
نارسایی زودرس تخمدان میتواند به دلایل مختلفی اتفاق بیفتد. گاهی اوقات، پزشکان میتوانند علت را پیدا کنند، اما در بسیاری از موارد، دلیل دقیق آن مشخص نیست. در اینجا برخی از علل شایع نارسایی زودرس تخمدان آورده شده است :
مشکلات ژنتیکی: برخی از زنان با تغییراتی در ژنهای خود متولد میشوند (مانند سندرم ترنر یا سندرم ایکس شکننده). این امر همچنین میتواند بر عملکرد تخمدانهای آنها تأثیر بگذارد.
مشکلات خودایمنی: در برخی موارد، سیستم ایمنی به اشتباه تخمدانها را تحت تأثیر قرار میدهد. این میتواند به تخمکها و تولید هورمون آسیب برساند.
شیمیدرمانی یا پرتودرمانی: درمانهای سرطان میتوانند به تخمدانها آسیب برسانند، به خصوص اگر در سنین پایین انجام شوند.
جراحی تخمدانها: عملهایی که منجر به برداشتن یا آسیب رساندن به بخشهایی از تخمدانها میشوند نیز ممکن است منجر به نارسایی زودرس تخمدان شوند.
عفونتها: عفونتهای ویروسی نادر، مانند اوریون، ممکن است بر تخمدانها تأثیر گذاشته و عملکرد آنها را کاهش دهند.
سابقه خانوادگی: اگر کسی در خانواده POF داشته باشد، احتمال POF ممکن است کمی بیشتر باشد.
علل ناشناخته: در بسیاری از زنان هیچ دلیل روشنی یافت نمیشود و این اتفاق به طور طبیعی و بدون هیچ هشداری رخ میدهد.
علائم نارسایی زودرس تخمدان POF
POF میتواند علائم و تغییرات متعددی را در بدن زنان ایجاد کند. برخی از زنان ممکن است متوجه برخی علائم شوند، اما برخی دیگر ممکن است در ابتدا هیچ چیزی احساس نکنند. در اینجا شایعترین علائم POF آمده است:
پریودهای نامنظم: پریودهای شما ممکن است متناوب باشند، بسیار سبک شوند یا کاملاً متوقف شوند.
مشکل در باردار شدن: ممکن است به دلیل عدم آزادسازی منظم تخمک توسط تخمدانها، باردار شدن طبیعی برای شما دشوار باشد.
گرگرفتگی: ممکن است احساس ناگهانی گرما، به خصوص در صورت و سینه داشته باشید و این یک اتفاق شایع است.
تعریق شبانه: ممکن است در طول شب با احساس تعریق و ناراحتی از خواب بیدار شوید.
خشکی واژن: این میتواند باعث خارش، سوزش یا ناراحتی در طول رابطه جنسی شود.
کاهش میل جنسی: ممکن است علاقه کمتری به فعالیت جنسی داشته باشید.
نوسانات خلقی یا غم: ممکن است تغییرات هورمونی را تجربه کنید که میتواند منجر به احساس افسردگی، اضطراب یا تحریکپذیری شود.
مشکلات خواب: بسیاری از زنان در به خواب رفتن یا در خواب ماندن مشکل دارند.
تشخیص نارسایی زودرس تخمدان
تشخیص نارسایی زودرس تخمدان همیشه ساده نیست. اگر زنی زیر ۴۰ سال سن داشته باشد و پریودهای نامنظمی داشته باشد یا باردار نشود، پزشک ممکن است آزمایشهایی را برای بررسی عملکرد تخمدانها پیشنهاد کند.
در اینجا مراحل رایج برای تشخیص POF آورده شده است:
سابقه پزشکی و علائم: پزشک در مورد دورههای قاعدگی، علائمی مانند گرگرفتگی یا تعریق شبانه و هرگونه سابقه خانوادگی یائسگی زودرس یا مشکلات باروری از شما سؤال خواهد کرد.
معاینه فیزیکی: یک معاینه فیزیکی اولیه به پزشک کمک میکند تا هرگونه نشانه تغییرات هورمونی را بررسی کند.
آزمایش خون:
FSH (هورمون محرک فولیکول): سطح بالای این هورمون ممکن است به این معنی باشد که تخمدانها به خوبی کار نمیکنند.
استروژن (E2): سطح پایین استروژن میتواند نشانه نارسایی تخمدان باشد.
AMH (هورمون ضد مولرین): این آزمایش تعداد تخمکهای باقیمانده در تخمدانها (ذخیره تخمدان) را نشان میدهد. AMH پایین به این معنی است که تخمکهای کمتری وجود دارد.
آزمایشهای تیروئید و پرولاکتین: این آزمایشها به یافتن دلایل دیگر برای قطع پریود کمک میکنند.
سونوگرافی: سونوگرافی لگن، اندازه تخمدانها و وجود فولیکولهای قابل مشاهده (تخمک) را بررسی میکند.
آزمایش ژنتیک: گاهی اوقات، POF با شرایط ارثی مرتبط است. آزمایشهای ژنتیکی میتوانند به تشخیص اینکه آیا دلیلی مربوط به DNA شما وجود دارد یا خیر، کمک کنند.
آزمایشهای دیگر: در برخی موارد، پزشکان ممکن است آزمایشهایی را برای بررسی بیماریهای خودایمنی نیز انجام دهند، زیرا این بیماریها میتوانند تخمدانها را نیز تحت تأثیر قرار دهند.
داروهای زیادی برای درمان اختلال دوقطبی وجود دارد ، بنابراین یک روانپزشک که بهترین صلاحیت را برای تشخیص اینکه کدام داروها برای یک بیمار خاص بهتر عمل میکنند، دارد، باید بر درمان نظارت داشته باشد. روانپزشک نوعی پزشک (MD یا DO) است که آموزش تخصصی در مراقبتهای سلامت روان دیده است.
پزشکان مراقبتهای اولیه (که گاهی اوقات پزشک عمومی، متخصص داخلی یا پزشک خانواده و همچنین متخصص اطفال نیز نامیده میشوند) عموماً پزشکانی هستند که در طول دوره پزشکی و رزیدنتی در زمینه سلامت روان آموزش میبینند. آنها اغلب ارزیابی اولیه یا مقدماتی و درمان دارویی را برای مشکلات رایج سلامت روان مانند افسردگی یا اضطراب ارائه میدهند. اختلال دوقطبی اغلب به اشتباه به عنوان افسردگی «فقط» شناخته میشود و معمولاً پزشکی که به عنوان روانپزشک آموزش ندیده است، بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی را برای مراقبتهای تخصصیتر به روانپزشک یا سایر متخصصان سلامت روان ارجاع میدهد.
روانشناسان (دارای مدرک دکترا و دکترای روانشناسی) و برخی از مشاوران سلامت روان (MSW، LPC، ETC) میتوانند رواندرمانی یا گفتاردرمانی، بخش مهم دیگری از درمان را ارائه دهند. از طریق درمان، افراد میتوانند روشهای مقابلهای را توسعه دهند که از دورههای طولانی بیماری، بستری شدن طولانی مدت در بیمارستان و خودکشی جلوگیری میکند . آنها همچنین به طور منحصر به فردی واجد شرایط انجام آزمایشهای روانشناختی و عصبی-روانشناختی هستند که میتواند به روشن شدن تشخیصها، مشکلات یادگیری و آموزشی، مشکلات رشدی و سایر مشکلات رفتاری یا عاطفی کمک کند.
پرستاران گاهی اوقات برای اخذ مدرک دکترای پرستاری (DNP)، دکترای پرستاری (DN) یا دکترای علوم پرستاری (DNSc) آموزشهای بیشتری میبینند. پرستارانی که آموزش در سطح دکترا را دنبال میکنند، اغلب این کار را برای کسب آموزش پیشرفته در روشهای تحقیق، رهبری اداری و تدریس انجام میدهند.
مددکاران اجتماعی درمانگرانی هستند که اغلب اختلال دوقطبی را با استفاده از گفتاردرمانی درمان میکنند. آنها دارو تجویز نمیکنند. برخی ممکن است مدرک دکترای حرفهای در مددکاری اجتماعی (DSW) داشته باشند و بنابراین برخی میتوانند پزشک غیرپزشکی باشند.
اختلال دوقطبی یک بیماری روانی عودکننده و اغلب مزمن است که با دورههای هیپومانیا یا شیدایی و افسردگی، همراه با تغییر یا اختلال در عملکرد، مشخص میشود. این بیماری با کاهش امید به زندگی حدود 10 تا 20 سال (عمدتاً به بیماریهای قلبی عروقی و خودکشی نسبت داده میشود) همراه است.
سیر طولانی مدت بیماری با غلبه افسردگی مشخص میشود، اگرچه سابقه حداقل یک دوره مانیا، هیپومانیا یا مختلط برای تشخیص اختلال دوقطبی لازم است.
تشخیص بر اساس یک ارزیابی بالینی جامع است که شامل معاینه وضعیت روانی در زمان ارزیابی و شرح حال طولی از بیمار و خانواده، با استفاده از معیارهای تشخیصی اختلال دوقطبی میشود.
تشخیص اشتباه و تأخیر در تشخیص اختلال دوقطبی رایج است و اختلالات افسردگی، از جمله اختلال افسردگی اساسی تک قطبی، شایعترین خطاهای تشخیصی را تشکیل میدهند.
مدیریت مانیای حاد، و همچنین درمان نگهدارنده، نیازمند تثبیتکنندههای خلق یا داروهای ضد روانپریشی، به صورت تکدرمانی یا ترکیبی، است. گزینههای درمانی تأیید شده کمتری برای افسردگی حاد دوقطبی وجود دارد؛ داروهای ضد افسردگی سنتی به تنهایی تجویز نمیشوند.
اختلال دوقطبی نیاز به یک برنامه مدیریت بلندمدت فردی دارد که شامل داروهای نگهدارنده، درمانهای روانی-اجتماعی کمکی، نظارت دقیق برای هرگونه عوارض ناشی از درمان و ارتقای سبک زندگی سالم از جمله بهداشت خواب، ورزش و مدیریت استرس باشد.
تعریف
اختلال دوقطبی که قبلاً افسردگی مانیک نامیده میشد، یک اختلال خلقی اپیزودیک است که با دورههای مانیک یا هیپومانیک و افسردگی مشخص میشود. دو زیرگروه برای آن شناخته شده است: اختلال دوقطبی نوع اول و اختلال دوقطبی نوع دوم.
اختلال دوقطبی نوع یک با دورههای شیدایی مشخص میشود که دورههای مشخصی از خلق و خوی غیرطبیعی و مداوماً بالا، گشادهرو یا تحریکپذیر هستند، که با افزایش غیرطبیعی و مداوم انرژی یا فعالیت همراه است و حداقل به مدت 1 هفته ادامه مییابد. اگرچه وقوع یک دوره افسردگی اساسی در طول زندگی برای تشخیص الزامی نیست، اما اکثر افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک در مقطعی از زندگی خود یک دوره افسردگی اساسی را تجربه میکنند.
اختلال دوقطبی نوع دو با یک دوره هیپومانیک فعلی یا گذشته و یک دوره افسردگی اساسی فعلی یا گذشته مشخص میشود. دورههای هیپومانیک علائمی مشابه مانیا دارند اما اختلال کمتری ایجاد میکنند و مدت زمان کوتاهتری دارند و حداقل 4 روز متوالی ادامه مییابند.
بسته به نوع بیاختیاری ادرار (UI) که دارید ، متخصص مراقبتهای بهداشتی شما ممکن است اقداماتی را که میتوانید خودتان برای کنترل علائم خود انجام دهید، توصیه کند.
ایجاد تغییرات در سبک زندگی
شما میتوانید با ایجاد تغییراتی در سبک زندگی، میزان نشت ادرار را کاهش دهید.
مقدار مناسب مایعات را در زمان مناسب بنوشید
از متخصص مراقبتهای بهداشتی خود بپرسید که آیا باید در طول روز مایعات کمتری بنوشید یا خیر. با این حال، مایعات را تا حد کم آبی بدن محدود نکنید . متخصص مراقبتهای بهداشتی شما میتواند بر اساس سلامت، فعالیتها و آب و هوای محلی شما، به شما بگوید که چه مقدار و چه زمانی مایعات بنوشید.
برای محدود کردن دفعات مراجعه به دستشویی در طول شب، میتوانید چند ساعت قبل از خواب نوشیدن مایعات را متوقف کنید، اما فقط در صورتی که پزشک توصیه کند. محدود کردن غذاها و نوشیدنیهای کافئیندار، مانند شکلات، چای، قهوه و نوشیدنیهای گازدار، ممکن است به کاهش بیاختیاری ادرار کمک کند. همچنین باید نوشیدنیهای الکلی را محدود کنید، که میتواند میزان ادرار بدن شما را افزایش دهد.
میزان ادراری که یک فرد باید تولید کند ، بسته به میزان مایعاتی که مینوشد، میزان تعریق، میزان مایعاتی که از طریق تنفس از دست میدهد و داروهایی که مصرف میکند، برای هر فرد متفاوت است.
اگرچه ممکن است هنگام ابتلا به بیاشتهایی عصبی، احساس نکنید که از نظر جسمی فعال هستید، اما فعالیت بدنی منظم برای مدیریت وزن و سلامت کلی شما مهم است. فعالیتهایی مانند پیادهروی، شنا، دوچرخهسواری و رقص میتوانند سلامت شما را بهبود بخشند. اگر نگران نبود دستشویی در نزدیکی خود در حین فعالیت بدنی هستید، مکانی را پیدا کنید که توالتهای عمومی در نزدیکی آن وجود داشته باشد، مانند یک مرکز خرید، پارک عمومی یا باشگاه ورزشی محلی.
شما میتوانید با فعال بودن از نظر جسمی و حفظ وزن سالم، نشت ادرار را کاهش دهید.
وزن سالم خود را حفظ کنید
اگر اضافه وزن دارید یا چاق هستید، احتمال ابتلا به بیاختیاری ادرار (UI) و سایر بیماریها مانند دیابت بیشتر است. کاهش وزن میتواند به شما کمک کند که کمتر ادرار کنید و جلوگیری از افزایش وزن ممکن است از بیاختیاری ادرار جلوگیری کند. مطالعات نشان میدهد که با افزایش شاخص توده بدنی (BMI) شما ، احتمال نشت ادرار بیشتر میشود. اگر اضافه وزن دارید یا چاق هستید، در مورد نحوه کاهش وزن با متخصص مراقبتهای بهداشتی خود صحبت کنید .
از یبوست جلوگیری کنید
یبوست میتواند سلامت دستگاه ادراری را بدتر کند و منجر به بیاختیاری ادراری شود. با پزشک خود در مورد نوشیدن مایعات بیشتر و خوردن فیبر کافی برای جلوگیری از یبوست صحبت کنید. متخصصان مراقبتهای بهداشتی از داروهایی به نام آنتیکولینرژیکها ، داروهای ضد افسردگی سه حلقهای (NIH external link ) و آگونیستهای بتا ۳ ( NIH external link) برای درمان بیاختیاری ادراری استفاده میکنند، اما این داروها میتوانند باعث یبوست شوند.
سیگار کشیدن را متوقف کنید
اگر سیگار میکشید، برای ترک سیگار کمک بگیرید. لینک خارجی . ترک سیگار در هر سنی برای سلامت مثانه و سلامت کلی شما مفید است. سیگار کشیدن احتمال ابتلا به بیاختیاری ادرار ناشی از استرس را افزایش میدهد ، زیرا سیگار کشیدن باعث سرفه مزمن یا طولانی مدت میشود. اگر بتوانید سرفه را متوقف کنید، ممکن است رابط کاربری شما بهبود یابد. 5
سیگار کشیدن همچنین باعث بیشتر موارد سرطان مثانه میشود (لینک خارجی NIH) . برخی افراد میگویند سیگار کشیدن مثانهشان را تحریک میکند.
مثانه خود را آموزش دهید
آموزش مثانه زمانی است که شما طبق یک برنامه ادرار میکنید تا نشت ادرار کاهش یابد. متخصص مراقبتهای بهداشتی شما ممکن است از دفترچه خاطرات مثانه شما استفاده کند (PDF، ۴۸۷.۵۹ کیلوبایت) به شما پیشنهاد میدهد که طبق یک برنامه منظم از دستشویی استفاده کنید، که به آن دفع ادرار زمانبندی شده میگویند. طولانیتر کردن تدریجی زمان بین دفعات رفتن به دستشویی میتواند به کشیده شدن مثانه شما کمک کند تا بتواند ادرار بیشتری را در خود نگه دارد. عادات روزانه دستشویی رفتن خود را ثبت کنید تا شما و متخصص مراقبتهای بهداشتیتان بتوانید دفتر خاطرات خود را مرور کنید.
تمرینات عضلات کف لگن انجام دهید
عضلات قوی کف لگن، ادرار را بهتر از عضلات ضعیف نگه میدارند. شما میتوانید با انجام تمرینات کگل، عضلات کف لگن خود را تقویت کنید . این تمرینات شامل سفت و شل کردن عضلاتی است که جریان ادرار را کنترل میکنند. محققان دریافتند زنانی که تمرینات عضلات کف لگن را دریافت کردهاند، نسبت به زنانی که آموزش ندیدهاند، روزانه نشت ادرار کمتری داشتهاند. 6. نباید تمرینات کف لگن را هنگام ادرار کردن انجام دهید.
مردان نیز میتوانند از تمرینات عضلات کف لگن بهرهمند شوند. تقویت این عضلات ممکن است به مردان کمک کند تا کمتر دچار نشت ادرار شوند، به خصوص چکه کردن ادرار بعد از ادرار کردن.
یک متخصص مراقبتهای بهداشتی، مانند یک فیزیوتراپیست که در زمینه درمان کف لگن آموزش دیده است، میتواند با کمک به شما در بهبود قدرت عضلات مرکزی بدن، به شما در بهرهمندی هرچه بیشتر از تمرینات کگل کمک کند. عضلات مرکزی بدن شما شامل عضلات تنه، به ویژه کمر، عضلات کف لگن و شکم میشود . این عضلات لگن شما را در راستای ستون فقرات نگه میدارند که به وضعیت بدنی و تعادل خوب کمک میکند. فیزیوتراپیست شما میتواند به شما نشان دهد که چگونه در طول فعالیتهای روزانه، مانند رانندگی یا نشستن پشت میز، برخی از تمرینات را انجام دهید.
برای تمرینات کگل به تجهیزات خاصی نیاز ندارید. با این حال، اگر مطمئن نیستید که تمرینات را به درستی انجام میدهید، میتوانید با استفاده از بیوفیدبک ، تحریک الکتریکی یا هر دو، نحوه انجام صحیح تمرینات کگل را یاد بگیرید. بیوفیدبک از حسگرهای ویژهای برای اندازهگیری انقباضات عضلانی که ادرار را کنترل میکنند، استفاده میکند.
میل به ادرار کردن را کنترل کنید
ممکن است بتوانید میل شدید به ادرار کردن را کنترل یا سرکوب کنید، که به آن سرکوب فوریت یا نیاز فوری گفته میشود. با این نوع آموزش مثانه، میتوانید کمتر نگران پیدا کردن دستشویی در عجله باشید. برخی افراد حواس خود را پرت میکنند تا ذهن خود را از نیاز به ادرار کردن منحرف کنند. برخی دیگر متوجه میشوند که نفسهای طولانی و آرامشبخش یا بیحرکت ماندن میتواند کمک کند. انجام تمرینات کف لگن برای تقویت کف لگن نیز میتواند به کنترل میل به ادرار کردن کمک کند. فشردن سریع و قوی عضلات کف لگن میتواند به سرکوب فوریت در هنگام بروز آن کمک کند، که ممکن است به شما کمک کند قبل از نشت ادرار به توالت بروید.
در بسیاری از موارد اختلال بیش فعالی در کودکان تشخیص داده میشود اما والدین بهخاطر مشکلات مالی، تردید در مصرف دارو یا برچسبگذاریهای اجتماعی بهدنبال درمان بیماری نمیروند. در برخی موارد نیز عدم تشخیص بیماری باعث عدم درمان میشود.
تحقیقات نشان میدهند علائم بیش فعالی در دخترها کمتر از پسرها ظاهر میشوند و علائم دخترها بیشتر بهصورت بیتوجهی بروز پیدا میکنند و باعث اختلال کمتری در کلاس درس، روابط اجتماعی و ... میشوند. بهعلاوه دخترها بهتر از پسرها به پنهان کردن علائم خود در محیطهای عمومی میپردازند و در اکثر موارد اختلال بیش فعالی آنها با افسردگی یا اضطراب اشتباه گرفته میشود. بنابراین بیماری آنها تا سنین بزرگسالی بدون درمان باقی میماند.
علائم بیش فعالی درماننشده
برای پرداختن به عواقب بیش فعالی درماننشده، شناخت علائم و نشانهها بسیار مهم هستند. علائم شایع بیش فعالی در کودکان عبارتاند از:
بیتوجهی و حواسپرتی
تکانشگری
بیش فعالی
سازماندهی و مدیریت زمان ضعیف
فراموشی و بینظمی
مشکل در پیروی از دستورالعملها
خیالپردازیهای مکرر
ناتوانی در تکمیل وظایف
مشکل در تمرکز
بیقراری مداوم
حرف زدن زیاد
قطع حرف دیگران
عمل بدون فکر
ناتوانی برای منتظر ماندن در صف
تأثیر عدم درمان بیش فعالی بر عملکرد تحصیلی کودک
عدم درمان بیش فعالی در کودکان میتواند به عملکرد مدرسه آنها آسیب برساند. درواقع کودکان درماننشده برای تمرکز، سازماندهی فعالیتها، مدیریت زمان و به پایان رساندن وظایف دچار مشکل میشوند و این مسئله میتواند منجر به موارد زیر شود:
نمرات پایینتر. فراموشی، بیتوجهی و بینظمی منجر به اشتباهات یا فراموشی در انجام تکالیف میشوند. این مسئله میتواند منجر به نمرات ضعیف و عزت نفس پایین کودکان در مدرسه شود.
تأخیر در یادگیری. بیش فعالی و مشکل در تمرکز، توجه کودکان را در کلاس دشوار میکنند و ممکن است کیفیت آموزشی مشابه همکلاسیهای خود را دریافت نکنند.
افزایش احتمال تکرار پایهای خاص. ناتوانی کودک در تمرکز و تأخیر او در یادگیری باعث میشود قادر به گذراندن موفقیتآمیز پایهای خاص نباشد.
افزایش نرخ ترک تحصیل. بیتوجهی، بینظمی و ناتوانی در تمرکز در کودکان درماننشده باعث واکنشهایی منفی از طرف والدین و معلمان شده که موجب کاهش علاقه کودک به ادامه تحصیلی میشود.
افزایش ناامیدی کودک. کودکی که قادر نیست مانند همسالان خود پیشرفت کند و برچسبهای مختلفی از طرف دیگران دریافت میکند، با ناامیدی و انزوا مواجه میشود.
درمان زودهنگام میتواند مشکلات تحصیلی کودکان بیش فعال را مدیریت کرده و آنها را برای موفقیت در مدرسه آماده کند.
اثرات اجتماعی و عاطفی عدم درمان بیش فعالی در کودکان
بیش فعالی درماننشده میتواند به رفاه اجتماعی و عاطفی کودک آسیب برساند. کودکان درماننشده ممکن است با کنترل تکانه، احساسات و توجه در طول مکالمه مشکل داشته باشند. آنها در نوبت گرفتن، درک نشانههای اجتماعی و کنترل احساسات خود دچار مشکل میشوند که این مسئله باعث ایجاد مشکلاتی در دوستیابی میشود. ناتوانی در ایجاد روابط اجتماعی باعث بروز مشکلات زیر میشود:
دوستیهای تیره و تار
افزایش احتمال قلدری
عزت نفس پایین
اضطراب و افسردگی
احساس انزوا
درمان بهموقع اختلال کمبود توجه و بیش فعالی میتواند به فرزند شما کمک کند تا روابط سالم و انعطافپذیری داشته باشد.
تأثیر عدم درمان بیش فعالی بر رفتارهای ریسکپذیر کودکان
کودکان مبتلا به بیش فعالی درماننشده ممکن است بیشتر درگیر رفتارهای مخاطرهآمیز مانند رفتارهای زیر باشند:
تمایل به انجام رفتارهای ناسالم مانند سوءمصرف مواد یا بزهکاری
رفتار تکانشی و تصمیمات ضعیف
غفلت و فراموشکاری
این رفتارها میتوانند اثرات ماندگاری بر سلامت و رفاه فرزند شما داشته باشند. مداخله زودهنگام میتواند راهبردهای مقابلهای و مهارتهای تصمیمگیری را برای کاهش رفتارهای پرخطر به کودکان آموزش دهد.
تأثیر عدم درمان بیش فعالی بر عزت نفس
چالشهای موجود در زندگی کودک مبتلا به بیش فعالی درماننشده میتوانند عزت نفس کودک را از بین ببرند. این مسئله باعث میشود کودک خود را فردی ناتوان یا ناکافی بداند و احساس ناامیدی و افسردگی کند. این امر بهویژه درمورد کودکانی که با بازخورد منفی از طرف معلمان و والدین درخصوص ناتوانیهای خود در هنگام توجه، تمرکز یا مدیریت رفتار مواجه میشوند، صادق است.
از طرفی وقتی والدین نمیدانند فرزندشان به بیش فعالی مبتلا است، ممکن است به شکست او در عملکرد یا رفتار در مدرسه و عدم کنترل بر احساسات واکنش تندی نشان دهند. این مسئله باعث ایجاد استرس در محیط خانه و کاهش اعتمادبهنفس کودک میشود
تقریباً از هر ۳ زن، ۱ نفر نوعی اختلال عملکرد لگن را تجربه میکند. اندامهای لگن شامل رحم، مثانه، روده بزرگ و رکتوم میشوند. مشکلات کف لگن در زنان شایعتر است، اما میتواند مردان را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
علائم شایع اختلالات سلامت لگن شامل بیاختیاری ادرار ، تکرر و فوریت ادرار، فشار یا برآمدگی لگن، درد لگن و مشکلات جنسی است. این علائم ممکن است باعث شود برخی افراد از محیطهای اجتماعی خارج از خانه خود بترسند، احساس انزوا کنند یا مشکلات جنسی را تجربه کنند. این مشکلات نامرئی میتوانند تأثیر نامطلوبی بر فعالیتهای روزانه، کار و روابط داشته باشند.
عواملی که میتوانند در اختلالات سلامت لگن نقش داشته باشند عبارتند از:
سن
یبوست
سابقه خانوادگی بیماریهای لگن، مانند افتادگی لگن
عوامل ژنتیکی
یائسگی
خطرات شغلی، مانند بلند کردن اجسام سنگین
بارداری
سیگار کشیدن
برای رفع اختلالات سلامت لگن، این مراحل را دنبال کنید:
۱. بحث را شروع کنید.
ارائه دهنده مراقبت های اولیه شما، شریکی قابل اعتماد در سلامت و رفاه کلی شماست. بسیاری از افراد به دلیل کمبود اطلاعات در مورد اختلالات کف لگن، صحبت با تیم مراقبت های بهداشتی خود را به تأخیر می اندازند. صحبت در مورد علائم شما ممکن است ناراحت کننده باشد و در مقایسه با سایر شرایط، جزئی به نظر برسد. اما در طول قرار ملاقات، در مورد علائم سلامت لگن خود صحبت کنید یا از آنها بخواهید که به یک متخصص ارجاع داده شوید.
۲. منابع معتبر پیدا کنید.
کسب اطلاعات در مورد اختلالات سلامت لگن، عوامل خطر و درمانها میتواند به شما کمک کند تا در صحبت با تیم مراقبتهای بهداشتی خود احساس راحتی بیشتری داشته باشید. برای دریافت منابع دقیق و بهروز در مورد علائم خود، به دنبال اطلاعات از منابع معتبر مانند کلینیک مایو باشید.
۳. به دنبال مراقبتهای تخصصی باشید.
ارائه دهنده مراقبت های اولیه شما می تواند شما را به متخصصی ارجاع دهد که عوامل خطر و علائم شما را ارزیابی کند. تیم مراقبت شما می تواند گزینه هایی را برای بهترین ترکیب درمان ها از تغییرات سبک زندگی و فیزیوتراپی گرفته تا دارو یا گزینه های جراحی ارائه دهد. هیچ درمان واحدی برای هر بیماری لگن مناسب نیست، بنابراین گزینه های خود را با یک متخصص برای یک برنامه درمانی شخصی سازی شده در میان بگذارید.
درمانهای اختلال کف لگن
درمان مؤثر اختلالات سلامت لگن نیاز به یک رویکرد تیمی دارد. علاوه بر ارائه دهنده مراقبتهای اولیه، تیم مراقبت شما ممکن است شامل متخصص زنان و زایمان ، متخصص ارولوژی ، متخصص زنان و زایمان و فیزیوتراپیست کف لگن باشد .
درمانهای غیرجراحی
شما میتوانید از تغییرات ساده در سبک زندگی و تمرینات ورزشی بهرهمند شوید. همانند سایر نواحی بدن، عضلات و بافتها با افزایش سن، قدرت و خاصیت ارتجاعی خود را از دست میدهند. تمریناتی مانند کگل میتوانند عضلات کف لگن را تقویت کرده و علائم شما را کاهش دهند. فیزیوتراپی کف لگن همچنین میتواند ضعف یا تنش عضلانی را که میتواند باعث ایجاد علائم شما شود، برطرف کند.
سایر گزینههای غیرجراحی شامل داروها و تزریق بوتاکس به عضله مثانه برای کاهش تعداد انقباضات مثانه است.
بسیاری از زنان این گزینههای درمانی غیرجراحی را در کاهش علائم و بهبود کیفیت زندگی مفید میدانند.
درمانهای جراحی
تغییرات ساده در سبک زندگی، فیزیوتراپی یا داروها گاهی اوقات برای درمان مشکلات کف لگن کافی نیستند و ممکن است به جراحی نیاز باشد. تیم مراقبت برای درک نیازهای شما و تعیین اهداف برای تدوین برنامههای درمانی سفارشی تلاش خواهد کرد.
بسیاری از جراحیها کمتهاجمی هستند و اغلب میتوانند به صورت سرپایی انجام شوند، به این معنی که اکثر بیماران میتوانند در همان روز به خانه بروند.
گزینههای درمانی جراحی عبارتند از:
جراحی واژینال، لاپاروسکوپی یا رباتیک برای افتادگی اندامهای لگنی .
روشهای جراحی اسلینگ وسط مجرای ادرار یا حجیمسازی مجرای ادرار برای بیاختیاری ادرار.
درمان نورومدولاسیون ساکرال برای بیاختیاری فوریتی یا بیاختیاری مدفوع.
بسیاری از عملهای کف لگن به صورت واژینال و بدون برش خارجی انجام میشوند. این رویکرد میتواند به کوتاه شدن زمان بهبودی و کاهش محدودیتهای پس از عمل کمک کند.
در کوتاهمدت، اکثر افراد محدودیتهای جزئی تا شش هفته یا کمتر خواهند داشت و میتوانند ظرف چند هفته به فعالیتهای عادی خود بازگردند. با تیم مراقبتهای بهداشتی خود در مورد زمان بهبودی خود، از جمله فعالیت جنسی، صحبت کنید.
برای موفقیت طولانی مدت در مدیریت سلامت لگن، تغییرات سبک زندگی را برای حفظ وزن و سطح فعالیت سالم در نظر بگیرید.
اختلالات کف لگن به دلیل ضعف یا تنش در عضلات این ناحیه رخ میدهد. علاوه بر ضعف و اسپاسم عضلانی ناشی از فعالیت بیش از حد، در برخی موارد، اختلالات عملکردی در ناحیه کمر، دنبالچه و مفصل ران رخ میدهد. فردی که مشکلات کف لگن را تجربه میکند، محدودیتهایی در مشارکت در زندگی روزمره دارد. علاوه بر این، اگر این وضعیت برای مدت طولانی ادامه یابد، افراد میتوانند گوشهگیر شده و از نظر روانی تحت تأثیر قرار گیرند.
عوامل خطر منجر به اختلال عملکرد کف لگن چیست؟
وخامت عملکرد عضلات کف لگن با ناتوانی در انقباض قوی به دلیل ضعیف شدن عضلات در اینجا یا ناتوانی در شل شدن کافی (اسپاسم) در نتیجه فعالیت بیش از حد آشکار میشود. عواملی که باعث بروز این وضعیت میشوند به شرح زیر است:
اختلال عملکرد مثانه/روده
یبوست
اختلالات وضعیتی
افزایش وزن
بارداری و زایمان
بلند کردن اجسام سنگین
تغییرات عاطفی و استرس
سرفه مزمن
پیری
یائسگی
عوامل ژنتیکی
بیماریها/شرایط مرتبط با اختلال عضلات کف لگن
بیاختیاری ادرار
شایعترین مشکل در بین اختلالات کف لگن، نشت غیرارادی ادرار است که به عنوان بیاختیاری ادرار تعریف میشود. شایعترین نوع آن، "بیاختیاری ادرار استرسی"، در اثر سرفه، عطسه یا سایر فشارهای فیزیکی ایجاد میشود. بیاختیاری ادرار فوریتی با افزایش فشار داخل مثانه به دلیل انقباض بیش از حد عضله مثانه همراه با احساس فوریت ناگهانی ادرار ایجاد میشود. بیاختیاری ادرار که "نوع مختلط" نامیده میشود، زمانی رخ میدهد که انواع بیاختیاری ادرار استرسی و فوریتی با هم اتفاق میافتند.
افتادگی اعضای لگن
اندامهای لگنی (مثانه، رحم و رودهها) که در لگن قرار دارند، ممکن است به دلیل ضعف بافتهایی که از آنها پشتیبانی میکنند، از طریق واژن آویزان شوند. در دیواره قدامی واژن، افتادگی مثانه (سیستوسل) و مجرای ادرار (یورتروسل) و در دیواره خلفی واژن، افتادگی روده کوچک (انتروسل)، انتهای روده بزرگ (رکتوسل)، رحم و بالای واژن قابل مشاهده است.
یک زن میتواند همزمان یک یا چند مورد افتادگی را تجربه کند. روند تجربه این موارد افتادگی معمولاً با اولین زایمان شروع میشود و فرآیندهای فیزیولوژیکی، تحولات ناشی از یائسگی و عوامل ژنتیکی در تجربه افتادگی مؤثر هستند. علاوه بر این، فشار هنگام اجابت مزاج و چاقی از جمله عوامل خطر هستند. بیماران اغلب از احساس فشار و سنگینی در ناحیه کف لگن شکایت دارند. در صورت پیشرفت مشکل، افتادگی کامل واژن ممکن است رخ دهد. در افتادگی اندامهای لگن، میتوان از هر دو درمان پیشگیرانه بدون جراحی و توانبخشی کف لگن برای جلوگیری از عود پس از جراحی استفاده کرد. به این ترتیب، عضلات تقویت شده و موقعیتهای آناتومیکی طبیعی آنها حفظ میشود.
درد لگن
اندومتریوز، بیماری التهابی لگن، عفونت، چسبندگیهای بعد از جراحی، اختلالات عروق لگن و بسیاری از بیماریها میتوانند باعث درد لگن شوند. علاوه بر این، سندرم روده تحریکپذیر از شایعترین علل است. علاوه بر این، درد لگن ممکن است در نتیجه فشردگی عصب ایلئواینگوینال، سندرم لواتور آنی، کوکسیدینی، سیستیت بینابینی، وستیبولیت/ولوودینیا و اختلالات سیستم اسکلتی عضلانی ایجاد شود. توانبخشی کف لگن در درد مزمن لگن که بیش از 6 ماه طول میکشد، به منظور کاهش درد، بهبود عملکرد و رفع اختلالات سیستم اسکلتی عضلانی اعمال میشود.
اختلالات ناحیه آنورکتال
ناحیه انتهایی رکتوم که ۱۰ تا ۱۲ سانتیمتر طول دارد و در مقعد و روده بزرگ قرار دارد، به عنوان "ناحیه آنورکتال" تعریف میشود. برخی از اختلالات این ناحیه را میتوان با فیزیوتراپی کف لگن نیز درمان کرد.
بیاختیاری مدفوع و گاز : نشت غیرارادی مدفوع و گاز است. برای اینکه عضلات دوباره به طور مؤثر و هماهنگ کار کنند، تمرین عضلات با یا بدون دستگاه انجام میشود. مانورهای تأخیری نیز برای نشتهای ناگهانی آموزش داده میشود.
یبوست : ناتوانی در تخلیه رودهها به دلیل ناتوانی عضلات کف لگن در شل شدن کامل در هنگام دفع مدفوع است. هدف از آموزش عضلات کف لگن در صورت یبوست، افزایش تحرک روده و آموزش دفع مؤثر بدون زور زدن است. عضلات کف لگن با استفاده از ماساژ شکم و کف لگن، وضعیت صحیح توالت رفتن و دستگاههای بیوفیدبک شل میشوند. همزمان، عادات غذایی مورد سوال قرار گرفته و تمهیدات لازم اندیشیده میشود.
اختلالات جنسی
در موارد از دست دادن حس طبیعی و/یا عملکرد در طول رابطه جنسی، مشکلاتی مانند کاهش میل جنسی، مشکلات برانگیختگی جنسی، عدم توانایی در رسیدن به ارگاسم و دیسپارونی (درد در هنگام رابطه جنسی) ممکن است رخ دهد. برخی از مشکلات جنسی ناشی از ضعف یا فعال شدن بیش از حد عضلات کف لگن به شرح زیر است.
واژینیسموس : این یک مشکل ناشی از اسپاسم در عضلات اطراف واژن در طول رابطه جنسی یا در برابر هرگونه محرک خارجی مانند تامپون و اسپکولوم است. این بیماری به دلیل فعال شدن بیش از حد عضلات کف لگن رخ میدهد.
دیسپارونی : درد مداومی است که در طول رابطه جنسی تجربه میشود. این درد به دلیل فعال شدن بیش از حد عضلات کف لگن رخ میدهد.
سیستیت بینابینی (سندرم مثانه دردناک) : اگرچه تصور میشود که این مشکل فقط مربوط به مثانه است، اما سیستیت بینابینی همچنین بیماری است که به دلیل فعال شدن بیش از حد کف لگن رخ میدهد.
آندومتریوز : وضعیتی است که در آن بافتی مشابه دیواره داخلی رحم در خارج از رحم تشکیل میشود و بنابراین باعث ایجاد یک روند دردناک میشود. آندومتریوز به دلیل فعال شدن بیش از حد کف لگن باعث درد مزمن میشود.
آنورگاسمی - دیسارگاسمی : این مشکل به معنای عدم توانایی در رسیدن به ارگاسم یا مشکل در رسیدن به ارگاسم است که در زنان مشاهده میشود. این مشکل ممکن است به دلیل اختلال عملکرد عضلات کف لگن رخ دهد. در درمان، هدف تقویت عضلات کف لگن و تسریع جریان خون منطقهای است.
اختلال نعوظ (ناتوانی جنسی) : این وضعیت به معنای نرسیدن به نعوظ کافی برای برقراری رابطه جنسی یا قطع زودرس نعوظ است. این ممکن است به دلیل ضعف عضلات کف لگن رخ دهد.
انزال زودرس : وضعیتی است که در آن رابطه جنسی در مدت زمان بسیار کوتاهی پایان مییابد و ارگاسم قابل کنترل نیست. این ممکن است به دلیل ضعف عضلات کف لگن ایجاد شود.
انزال دیررس : وضعیتی است که در آن انزال دیرهنگام و جزئی یا اصلاً در طول رابطه جنسی تجربه نمیشود. این ممکن است به دلیل فعال شدن بیش از حد عضلات کف لگن ایجاد شود.
مشکلات کف لگن در بزرگسالان
در بزرگسالان جوان، به ویژه در زنان، ضعف عضلات کف لگن به دلیل بارداری و زایمان و مشکلات بیاختیاری ادرار بسیار رایج است. در عین حال، انقباض مداوم عضلات به دلیل نگه داشتن ادرار برای مدت طولانی نیز باعث یبوست میشود، به خصوص در افراد شاغل.
İleri yaş grup hastalarda ise, kadınlarda menopoz sonrası azalan östrojen seviyesi ile pelvik taban kaslarında meydana gelen zayıflık idrar kaçırma و اندام لگنی sarkmalarına sebep olmaktadır. Erkeklerde ise özellikle prostat cerrahileri sonrasında idrar kaçırma ve dışkı kaçırma problemi ile çok sık karşılaşılmaktadır.
بارداری
در دوران بارداری، زنان ممکن است با مشکلات زیادی روبرو شوند. مشکلاتی مانند کمردرد، اختلالات مفصل لگن، درد لگن، یبوست و اختلال عملکرد مثانه/روده نیز بر کف لگن تأثیر میگذارند.
ضعیف شدن عضلات کف لگن میتواند باعث بیاختیاری ادرار در زنان باردار، به خصوص در سه ماهه سوم شود. این اتفاق میتواند بیشتر هنگام سرفه، عطسه، خندیدن یا راه رفتن رخ دهد. اگرچه پس از زایمان بهبود مییابد، اما گاهی اوقات ضعف عضلات میتواند مشکل بیاختیاری ادرار را در سنین بالاتر آشکارتر کند.
تمرینات کف لگن به تقویت این عضلات و حمایت از اندامهای لگن کمک میکند و در نتیجه از مشکلات رایجی مانند بیاختیاری ادرار و افتادگی اندامهای لگن محافظت میکند. انجام منظم تمرینات کف لگن در دوران بارداری، زایمان را تسهیل میکند. از آنجایی که گردش خون را افزایش میدهد، بهبود پارگیها، جای زخمهای اپیزیوتومی یا بواسیر (در صورت وجود) که ممکن است در طول زایمان رخ دهد را تسریع میکند. ورزش باید برای بهبود آسیب به عضلات کف لگن که در دوران بارداری تحت فشار باقی میمانند و برای جلوگیری از مشکلات در آینده انجام شود.
یائسگی
با کاهش استروژن در بدن در دوران یائسگی، عضلات کف لگن شروع به ضعیف شدن میکنند. این وضعیت منجر به بیاختیاری ادرار و مدفوع، یبوست، افتادگی اندامهای لگن، تغییر در عملکرد جنسی و بدتر شدن رابطه بین مثانه، روده و کف لگن در زنان میشود. مشکلاتی که ایجاد میشود باعث کاهش کیفیت زندگی فرد میشود. دوره یائسگی که در آن تغییرات زیادی در زنان تجربه میشود، از نظر عضلات کف لگن نیز اهمیت دارد. زیرا مشکلات ایجاد شده بر کیفیت زندگی زنان تأثیر منفی میگذارد.
مشکلات کف لگن در کودکان
بیاختیاری ادرار زمانی قابل ذکر است که کودکی که حداقل ۵ سال سن دارد، حداقل ماهی یک بار و به مدت ۳ ماه متوالی دچار نشت ادرار شود. بسته به مشکلات کف لگن در کودکان، مشکلاتی مانند اختلال عملکرد مثانه/روده، مثانه بیش فعال، بیاختیاری ادرار با فوریت ناگهانی، مثانه تنبل، تأخیر در ادرار کردن، مثانه نوروژنیک، یبوست و بیاختیاری مدفوع قابل مشاهده است. این بیماری زمانی با رویکرد اوروتراپی درمان میشود که هیچ بیماری پاتولوژیک زمینهای که توسط آزمایشهای مختلف اورولوژی مشخص شده باشد، وجود نداشته باشد. اوروتراپی شامل روشهایی مانند اطلاعات بیمار، تنظیمات رفتاری، ثبت وقایع مثانه، بیوفیدبک و تحریک الکتریکی، تمرینات کف لگن، نورومدولاسیون و سوندگذاری است.
وقتی با مشکلات سلامت روان مواجه میشوید، آنقدر راهحلهای مختلف وجود دارد که ممکن است دلهرهآور باشد. آیا به روانشناس بالینی نیاز دارید یا روانپزشک؟ تفاوت فقط گاهی اوقات قابل توجه است. از این رو، بسیاری از مردم سردرگم هستند و نمیدانند از کجا کمک بگیرند.
رویکردها و استراتژیهای درمانی آنها جایی است که تفاوتهای اصلی آنها یافت میشود. در حالی که روانشناسان بالینی بر درمانهای رفتاری و رفتاری تمرکز میکنند، روانپزشکان - به عنوان پزشک - میتوانند نسخههایی برای داروها بنویسند. دانستن این موقعیتها میتواند به شما در انتخاب متخصص مناسب برای نیازهایتان کمک کند. رمزگشایی از این مشاغل به شما این امکان را میدهد که حمایت مورد نیاز خود را به دست آورید و تصمیمات عاقلانهای بگیرید.
روانشناس بالینی کیست؟
روانشناس بالینی، متخصص سلامت روان است که از رویکردهای درمانی مختلفی برای شناسایی و درمان مشکلات عاطفی، روانی و رفتاری استفاده میکند. روانشناسان بالینی مانند پزشکان دارو تجویز نمیکنند. در عوض، آنها از انواع مختلف درمان، مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT)، درمان روانپویشی و روشهای انسانگرایانه، برای کمک به افراد در مقابله و حل مشکلاتشان استفاده میکنند.
روانشناسان بالینی معمولاً دارای مدرک دکترا یا دکترای روانشناسی در رشته روانشناسی هستند و آموزشهای گستردهای در زمینه مطالعه، درمان و ارزیابی میبینند. آنها با افراد، خانوادهها و گروهها در مطبهای خصوصی، بیمارستانها، کلینیکهای سلامت روان و سازمانهای آموزشی و سایر مکانها همکاری میکنند. هدف آنها بهبود سلامت روان و رفاه افراد با ارائه روشهایی است که اثربخشی آنها اثبات شده و مبتنی بر آن شواهد هستند.
روانپزشک دقیقاً کیست؟
روانپزشک متخصصی است که در تشخیص، درمان و پیشگیری از اختلالات سلامت روان تخصص دارد. روانپزشکان، برخلاف روانشناسان بالینی، به طور ویژه برای پرداختن به جنبههای بیولوژیکی بیماریهای روانی واجد شرایط هستند زیرا آنها دانشکده پزشکی را به پایان رساندهاند و مجاز به تجویز دارو هستند.
روانپزشکان معمولاً با اخذ مدرک MD یا DO، سالها تحصیل تخصصی در رشته روانپزشکی را در طول دوره رزیدنتی خود به پایان میرسانند. این آموزش شامل دانش تعاملات بین سلامت جسمی و روانی، روانداروشناسی - مطالعه چگونگی تأثیر داروها بر خلق و خو، رفتار و فرآیندهای ذهنی - و انواع مختلف رواندرمانی میشود.
شغل آنها اغلب مستلزم درمان بیماریهای روانی دشوار مانند اسکیزوفرنی، بیماری دوقطبی، افسردگی شدید و اختلالات اضطرابی است که در آنها مدیریت دارو بخش حیاتی درمان است. روانپزشکان علاوه بر نوشتن نسخه، ممکن است معاینات فیزیکی رواندرمانی نیز ارائه دهند و آزمایشهای آزمایشگاهی و اسکنهای تصویربرداری مغز را ترتیب داده و تفسیر کنند.
مطبهای خصوصی، بیمارستانها، کلینیکهای سلامت روان و مراکز دانشگاهی یا تحقیقاتی تنها تعدادی از محیطهایی هستند که روانپزشکان در آنها فعالیت میکنند. رویکرد جامع آنها به درمان سلامت روان، عناصر اجتماعی، روانشناختی و پزشکی را با هم ترکیب میکند تا رژیمهای درمانی سفارشی را به هر بیمار ارائه دهد.
تفاوت بین روانشناس بالینی و روانپزشک
یک روانشناس بالینی - یک متخصص سلامت روان - با استفاده از طیف وسیعی از تکنیکهای درمانی، مشکلات عاطفی، روانی و رفتاری را پیدا و درمان میکند. آنها که معمولاً دارای مدرک دکترا یا دکترای روانشناسی در رشته روانشناسی هستند، تجربه گستردهای در تشخیص، درمان و ارزیابی مشکلات سلامت روان دارند. روانشناسان بالینی تلاش میکنند تا با استفاده از استراتژیهای درمانی، از جمله درمان شناختی-رفتاری (CBT)، درمان روانپویشی و رویکردهای انسانگرایانه، نحوه تفکر، احساس و رفتار افراد را درک کنند. مکانهای فعالیت آنها بسیار متنوع است، از مطبهای خصوصی گرفته تا بیمارستانها، کالجها و مؤسسات و مراکز سلامت روان. وظیفه اصلی آنها کمک به افراد برای مدیریت و غلبه بر مشکلات سلامت روان به تنهایی و بدون نیاز به مراقبت پزشکی است. آنها به افراد کمک میکنند تا مشکلات خود را مدیریت و بر آنها غلبه کنند، آزمونهای روانشناختی انجام دهند و رواندرمانی ارائه دهند.
برعکس، روانپزشک یک پزشک (MD یا DO) است که بر سلامت روان تمرکز دارد و در تشخیص، درمان و پیشگیری از بیماریهای روانی مهارت دارد. روانپزشکان پس از سالها تحصیل در دانشکده پزشکی، آموزشهای تخصصی در رشته خود دریافت میکنند. این دوره شامل چندین نوع رواندرمانی، روانداروشناسی - مطالعه چگونگی تأثیر داروها بر خلق و خو، رفتار و فرآیندهای ذهنی - و ارتباط بین سلامت جسمی و روانی است. فقط روانپزشکان مجوز ارائه دارو و صلاحیت لازم برای رسیدگی به اجزای بیولوژیکی بیماریهای روانی را دارند. افراد مبتلا به بیماریهای روانی پیچیده، از جمله بیماری دوقطبی، افسردگی اساسی، اختلالات اضطرابی و اسکیزوفرنی، گاهی اوقات توسط آنها تحت مراقبت قرار میگیرند. اطمینان از اینکه بیماران از نسخههای خود پیروی میکنند، جزء حیاتی درمان است. علاوه بر این، روانپزشکان شامل رواندرمانی، معاینات فیزیکی، سفارش و تجزیه و تحلیل آزمایشهای آزمایشگاهی و بررسیهای تصویربرداری مغز و تجویز دارو هستند.
درمانگران و روانشناسان بالینی عمدتاً در رویکرد خود برای درمان مراجعین خود متفاوت هستند. روانشناسان بالینی عمدتاً در رواندرمانی فعالیت میکنند که هدف آن کمک به افراد در مقابله با مشکلات سلامت روان خود با استفاده از تغییر ذهنی دیدگاه و نگرش است. برعکس، روانپزشکان اغلب از مدیریت دارو به عنوان شکل اصلی درمان خود استفاده میکنند و مسائل را از دیدگاه پزشکی و بیولوژیکی میبینند. هر دو اهداف خود را برای بهبود سلامت روان دارند، اما رویکردهای آنها به درمان بیمار، زمینههای شغلی و سوابق تحصیلی بسیار متفاوت است. روانشناسان بالینی و روانپزشکان با همکاری یکدیگر اغلب میتوانند درمان کاملتری ارائه دهند. روانشناسان میتوانند مراجعین را برای بررسی داروها به روانپزشکان توصیه کنند، به عنوان مثال، و برعکس، برای درمان تخصصی یا آزمایش روانشناسی.
درک این تفاوتها به افراد کمک میکند تا در مورد درمان سلامت روان خود بهتر تصمیم بگیرند. چه برای رسیدگی به مسائل عاطفی و رفتاری به درمان نیاز داشته باشند و چه برای مدیریت بیماریهای روانی شدیدتر به دارو، شناخت مشاغل و حوزههای دانش روانشناسان بالینی و روانپزشکان به افراد کمک میکند تا درمان مناسب نیازهای خود را پیدا کنند. درک آنچه هر حرفه ارائه میدهد، ما را قادر میسازد تا سیستم سلامت روان را بهتر اداره کنیم و کمکهای مناسب برای رفاه خود را شناسایی کنیم.
وقتی صحبت از سلامت روان شما میشود، میخواهید مطمئن شوید که بهترین مراقبت ممکن را دریافت میکنید. اما تفاوت بین روانپزشکی و روانشناسی بالینی چیست؟ و حتی مهمتر از آن، چرا این تفاوت اهمیت دارد؟
در این مقاله، قصد داریم به سوالات اصلی پیرامون این موضوع بپردازیم، از جمله:
تمایز روانپزشکی و روانشناسی بالینی.
تفاوت روانپزشک و روانشناس بالینی.
از مراجعه به هر یک چه انتظاری باید داشت، و چگونه میتوان تعیین کرد که کدام نوع پزشک به بهترین وجه با نیازهای شما مطابقت دارد.
بیایید نگاهی دقیقتر به تفاوتهای کلیدی بین روانپزشکی و روانشناسی بالینی بیندازیم.
روانپزشک چیست؟
روانپزشک دارای مدرک پزشکی است و در حوزه سلامت روان تخصص دارد. برای روانپزشک شدن، ابتدا باید مدرک کارشناسی، ۴ سال دانشکده پزشکی و ۳ تا ۴ سال دوره رزیدنتی را بگذرانید.
روانپزشک چه کاری انجام میدهد؟
به طور خلاصه، روانپزشک یک پزشک (MD) است که در بیماریهای روانی تخصص دارد. روانپزشکان میتوانند در صورت نیاز دارو تجویز کرده و آزمایشهای آزمایشگاهی را درخواست کنند. برخی ممکن است گفتاردرمانی یا رواندرمانی ارائه دهند.
این برای شما چه معنایی دارد؟ خب، از آنجایی که روانپزشکان پزشک هستند، میتوانند دارو تجویز کنند. اگر با یک اختلال سلامت روان یا مشکل سلامت روان دست و پنجه نرم میکنید که برای مدیریت مؤثر آن نیاز به دارو است، این میتواند یک مزیت بزرگ باشد.
روانپزشکان همچنین ممکن است در اشکال دیگر درمانهای غیرمتعارف اما بسیار مؤثر سلامت روان مانند تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال ، MeRT و Spravato آموزش دیده باشند . این بدان معناست که آنها قادرند یک برنامه درمانی جامع را که میتواند نیازهای خاص شما را برطرف کند، در اختیار شما قرار دهند.
از مراجعه به روانپزشک چه انتظاری میتوان داشت؟
وقتی به روانپزشک مراجعه میکنید، میتوانید انتظار داشته باشید که گفتگوی مفصلی در مورد علائم، افکار، احساسات و رفتارهایتان داشته باشید. روانپزشک همچنین میخواهد در مورد سابقه پزشکی و هرگونه دارویی که در حال حاضر مصرف میکنید، اطلاعات کسب کند.
پس از ارزیابی اولیه روانپزشکی ، روانپزشک احتمالاً دارویی تجویز میکند و/یا رواندرمانی را برای درمان بیماری روانی توصیه میکند. اگر تصمیم دارید فقط برای مدیریت دارو به روانپزشک مراجعه کنید ، میتوانید انتظار داشته باشید که هر چند هفته یا چند ماه یک بار برای پیگیری، ویزیت داشته باشید تا پیشرفت شما تحت نظر باشد و مطمئن شوید که دارو به طور مؤثر عمل میکند.
از طرف دیگر، اگر تصمیم دارید برای رواندرمانی با یک روانپزشک همکاری کنید، میتوانید انتظار جلسات هفتگی بین ۳۰ دقیقه تا یک ساعت را داشته باشید. این جلسات فرصتی را برای شما فراهم میکند تا در مورد هرگونه چالشی که با آن روبرو هستید صحبت کنید و روی توسعه مهارتهای مقابلهای کار کنید.
روانشناس بالینی کیست؟
روانشناسان بالینی دارای مدرک دکترا در روانشناسی، مطالعه ذهن انسان، هستند. برای تبدیل شدن به یک روانشناس، باید مدرک کارشناسی، ۴ تا ۶ سال تحصیلات تکمیلی و ۱ تا ۲ سال کارآموزی یا آموزش پسادکتری را بگذرانید.
روانشناس چه کاری انجام میدهد؟
روانشناسان بر ارزیابی، تشخیص و درمان بیماریهای روانی تمرکز دارند. برخلاف روانپزشکان، روانشناسان پزشک نیستند و نمیتوانند دارو تجویز کنند.
در عوض، روانشناسان با بیماران خود گفتگو میکنند تا به افراد در مدیریت مشکلات سلامت روان خود کمک کنند. گفتگو درمانی نوعی رواندرمانی است که شامل صحبت کردن در مورد افکار، احساسات و رفتارهای شما با یک درمانگر میشود.
در طول گفتاردرمانی، شما با روانشناس خود همکاری خواهید کرد تا هرگونه الگوی فکری منفی یا رفتارهای ناسالمی را که ممکن است در مشکل سلامت روان شما نقش داشته باشد، شناسایی کنید. همچنین مهارتها و استراتژیهای مقابلهای را برای مدیریت علائم خود خواهید آموخت.
از مراجعه به روانشناس چه انتظاری میتوان داشت؟
درست مانند زمانی که به روانپزشک مراجعه میکنید، میتوانید انتظار داشته باشید که با روانشناس در مورد علائم، افکار، احساسات و رفتارهای خود صحبت کنید. پزشک همچنین میخواهد سابقه پزشکی شما و خانوادهتان و هرگونه دارویی که در حال حاضر مصرف میکنید را بداند.
پس از جلسه اولیه، روانشناس احتمالاً رواندرمانی را توصیه میکند و برخی از مکانیسمهای مقابله یا توصیههایی در مورد چگونگی پیشرفت به شما ارائه میدهد. اگر تصمیم دارید با یک روانشناس برای رواندرمانی همکاری کنید، میتوانید انتظار داشته باشید که جلسات هفتگی یا دو هفتهای داشته باشید - اگرچه، مانند روانپزشک، این میتواند بسته به ارائه دهنده و برنامه شما متفاوت باشد. این جلسات فرصتی را برای شما فراهم میکند تا در مورد هرگونه مسئله، موقعیت یا چالشی که با آن روبرو هستید صحبت کنید و مهارتهای مقابلهای را در اختیار شما قرار میدهد.
تفاوتهای کلیدی: روانپزشکی در مقابل روانشناسی بالینی
تمایز اصلی بین روانشناسی و روانپزشکی این است که روانپزشکان پزشک هستند، در حالی که روانشناسان اینطور نیستند. این بدان معناست که روانپزشکان در دانشکده پزشکی تحصیل میکنند و میتوانند دارو تجویز کنند، در حالی که روانشناسان نمیتوانند.
علاوه بر این، روانپزشکان تمایل دارند بر جنبههای پزشکی سلامت روان و اختلالات روانی تمرکز کنند، در حالی که روانشناسان معمولاً بر صحبت کردن برای حل مشکلات تمرکز میکنند. با این حال، هم روانپزشکان و هم روانشناسان در ارزیابی، تشخیص و درمان بیماریهای روانی آموزش دیدهاند.
اگر فکر میکنید که ممکن است از دارو برای درمان مشکل سلامت روان خود بهرهمند شوید، باید به روانپزشک مراجعه کنید. اگر ترجیح میدهید رواندرمانی را امتحان کنید، میتوانید مراجعه به روانشناس را در نظر بگیرید. با این حال، به خاطر داشته باشید که بسیاری از متخصصان سلامت روان در هر دو زمینه مدیریت دارو و گفتگو درمانی آموزش دیدهاند، بنابراین ممکن است بتوانید پزشکی را پیدا کنید که بتواند هر دو خدمات را ارائه دهد.
به کدام یک نیاز دارید: روانپزشک یا روانشناس بالینی؟
چه از یک بیماری روانی رنج میبرید و چه دوران سختی را در زندگی خود میگذرانید، همکاری با یک متخصص سلامت روان میتواند کمک بزرگی باشد.
برای اینکه بفهمید به کدام نوع ارائه دهنده خدمات نیاز دارید، ابتدا باید در نظر بگیرید که با چه نوع مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنید. مشکلات سلامت روان را میتوان به طور کلی به دو دسته تقسیم کرد: اختلالات روانپزشکی و مشکلات روانشناختی.
اختلالات روانپزشکی، بیماریهایی هستند که در اثر تغییرات در مغز ایجاد میشوند. این اختلالات میتوانند به شدت بر خلق و خو، افکار و رفتارهای فرد تأثیر بگذارند.
از سوی دیگر، مشکلات روانشناختی، مشکلاتی در نحوه تفکر، احساس و رفتار فرد هستند. این مشکلات ناشی از تغییرات در مغز نیستند و بیماری محسوب نمیشوند.
اگر با یک اختلال روانی دست و پنجه نرم میکنید، باید به یک روانپزشک مراجعه کنید . روانپزشکان پزشکانی هستند که در تشخیص و درمان بیماریهای روانی تخصص دارند.
اگر با مشکلات روانی دست و پنجه نرم میکنید، مراجعه به روانشناس یا روانپزشک میتواند برای شما مفید باشد. هر دو میتوانند به افراد در بهبود تفکر، احساسات و رفتارشان کمک کنند.
اگر از ریشه مشکل خود مطمئن نیستید - چه بیولوژیکی، موقعیتی یا هر دو - بهترین گزینه این است که ابتدا برای یک جلسه اولیه با یک روانپزشک مشورت کنید. به آنها بگویید که در مورد مسائلی که با آنها روبرو هستید مطمئن نیستید. سپس آنها میتوانند از طریق ارزیابی روانپزشکی به شما کمک کنند تا بفهمید که آیا نیاز به مراجعه به روانشناس دارید یا اینکه دارو میتواند به شما کمک کند.
نکتهی اصلی این است که اگر با هر نوع مشکل سلامت روان دست و پنجه نرم میکنید، باید به یک متخصص سلامت روان مراجعه کنید. هم روانپزشکان و هم روانشناسان میتوانند به شما در درک مشکلتان کمک کنند و یک برنامهی درمانی برای بهبود حال شما تدوین کنند.